چون هفته قبل مسافرت بودم نتونستم سه شنبه گذشته گزارش هفتگیم رو بنویسم امروز گزارش این دو هفته رو با هم میدم
خب همینطور که قبلا گفته بودم این مدت رژیم نداشتم. یکی دو روز اول با وجود اینکه درگیر رژیم و مقدار کالری و .. نبودم ولی سعی کردم مثل قبل خوراکی هایی که میخورم رو بنویسم و کالریشون رو حساب کنم تا حداقل دستم بیاد که چقدر دارم میخورم اما بعد دیدم حس حساب کتاب ندارم و این کار من رو یاد رژیم میندازه بی خیالش شدم. الان هیچ جور اندازه گیری و محاسبه انجام نمیدم و هرقدر که میل داشته باشم از هرچیزی که دلم بخواد میخورم. خودم فکر نمیکنم که خیلی پرخوری میکنم البته به جز روزای سفر که انقدر میخوردم که حتی مامانم هم بهم تذکر دادن! تو اون چند روز همه چیز رو فراموش کرده بودم و کاملا به دوران قبل از رژیمم برگشته بودم. تنها زمانی که یه کم به وزنم فکر میکردم وقتایی بود که از درخت فندق توی حیاطمون فندق تازه میچیدم و یاد اسمم تو اینجا میفتادم ؛)ولی خب خیلی هم تقصیر من نبود آب و هوای اونجا انقدر خوب بود که اشتهای من وحشتناک زیاد شده بود و هرقدر میخوردم سیر نمیشدم
فرقی عمده ای که برنامه غذاییم با قبل کرده اینه که این مدت هر روز سحر برنج میخورم افطار هم با وجود اینکه به اصرار من برنج نمیخوریم ولی هرشب حتما یه غذای پرکالری داریم. کلا غذاهامون از حالت رژیمی سابق در اومده مخصوصا سهم روغن و سرخ کردنی ها و .. دوباره خیلی زیاد شده. من همچنان چاییم رو تلخ میخورم و کره و خامه هم نمیخورم ولی به جاش مربا و عسل میخورم و حساب نون خوردنم هم واقعا از دستم در رفته. دیگه شله زرد و فرنی و آش و حلیم و حلوا و خرما زولبیا بامیه و بقیه خوراکیای چرب و شیرین ماه رمضون هم که هستن! ولی نکته مهمش اینه که من از اینهمه خوردنم ناراحت نمیشم یا غذاب وجدان نمیگیرم، حتی کوچیکترین حس بدی هم ندارم. درواقع از اینکه راحت هرچیزی که دلم بخواد رو میخورم لذت هم میبرم. فعلا که وزنم زیاد نشده ولی حتی اگه زیاد شده بود هم ناراحت نمیشدم. فکر میکنم دلیلش اینه که از اول تکلیفم رو با خودم مشخص کردم و همین باعث شده که حس غذاب وجدان ناشی از خیانت به خودم یا قاچاق خوری رو نداشته باشم. ورزش هم روزایی که تهران بودم طبق قراری که با آزی جان گذاشتیم هرشب 20 دقیقه پیاده روی کردم همین
راجع به لطفی که نسبت به من دارین از دیروز تا حالا کلی شرمنده و خجالت زده شدم. از همه تون خیلی خیلی ممنونم ولی واقعا فکر نمیکنم که کار خاصی کرده باشم. من هنوز راه خیلی زیادی مونده که باید طی کنم. اگه یه روزی واقعا بتونم همه اضافه وزنم رو کم کنم شاید بشه گفت کار بزرگی برای خودم کردم ولی الان نه. من همچنان خیلی خیلی چاقم و مهمتر از اون هنوز لایف استایل بهینه در من نهادینه نشده. باید خیلی بیشتر از اینا روی خودم کار کنم و توی این راه خیلی به کمک شما دوستای خوبم نیاز دارم.بازم از همه تون ممنونم
فندق جون ممنون از تبريكت.آفرين كه به برنامه ورزشيمون پابندي هرچند كه خودم اينقدر شب ها اين ور اون وريم چندروز بيشتر نمي تونم برم ولي مي گم بازم يه ذره بهتر از هيچيه.
اميدوارم اين مرخصي رژيمي بهت خوش بگذره چون احساس مي كنم كه لازمه ومطمئنم كه با اراده اي كه داري به وقتش برمي گردي سر برنامت ومثل قديم با اراده وانگيزه پيش ميري.
وديگه اينكه ايشالا تا ماه رمضونه سال ديگه كلي اتفاقات خوب برات بيافته هم دانشجوري فوق باشي و هم به وزن هدفت رسيده باشي.
به نظرم يك سال براي25 كيلوي باقيمانده خوب باشه ديگه مگه نه؟
در موده چپ چين راست چين هم سعي كن برعكس عمل كني من برعكس كه اجرا كردم شد
oh che gherti shode EP :)) akhey khob chi migin hey asash bad migin ghashang shode ke
fandogh joon 85 mobarak!!!
rasst migi valla adam masalan adam khodamo migama miam 10 kilooooooooo kam mikonam mibinam eyyyyyy dade bidad hanooz 3 baraaabare in moondeh joloe room
kheli aslan hayjan zadeh mikone adamo.. not.
koja boodi mosaferat hamoon mashhado migi dige? inghad nagu manam delam mikhad akheee
منم هر وقت فندق تو يخچال ميبينم ياد تو ميفتم و يا هر چيزي با طعم فندق.
خوشحالم كه انرژي لازمه رو داري و با وجود نبودن رژيم حالت مساعده.همين درسته .
فندقي جونم فقط حواست باشه كه وقتي تايم استراحتت تموم شد سريع كالري شماري كني تا شروع مجدد برات سخت نباشه.من تجربه اش دارم حتي از بار اول هم بيشتر عذابم داد.اصلآ انگاري نميتونستم و يا جادو شده بودم.دست و دلم به جدول كشيدن نميرفت يه مدتي زمون برد تا دوباره افتادم رو غلتك و اگه جام دكتر انار نبود شايد هيچ وقت ديگه جدول نميگشيدم.
راستي فندقي جونم
يه سوال دارم.
تو هيچ به آمارگير وبلاگت دقت كردي؟؟
چند روزيه كه دارم ميبينم با اينكه بچه ها برام نظر ميذارن كه يعني به وبلاگم اومدن ولي عدد آمارگير روي يك عدد گير كرده و اصلآ تكو.ن نميخوره.
من فقط اين مشگل رو دارم و يا تو و همه اكسترايي ها دارن؟؟
ميشه قالب اكسترا رو تغيير داد؟؟و توش دست برد؟؟
به گمونم نشه كاري كرد.
اومدن خودشونو لوس كردن يه سري تغييرات نامحسوس ايجاد كردن.
فقط امكان خصوصي گذاشتنش برام جالب بود.يه سري تغييراتشم هنوز كشف نكردم.
salam azizam. khoobi? man ke as tehran faghat hamoon chizar zargandeh un emamzadeh tu nazdike chizar o un khyabuneh ostad hasane bana majidiyeh ro mishnassam va daneshgah modares,
doostam hamishe as london miad mire ushum? fasham? fashame ya fashaN nemidunam lol badam hamin ja ro mishnasam dige nemidunestam yeylagham dareh
aha chera khob samte varamin karaj dige har chi unjaha bagh bood ba ostadam raftim didam ama khob nemishnasam khodam tahnai
haaaa man hamishe bi rabtam:D hitch rabti be regim nadaram dige ziadiam tu in guruh.
age shekamam un shekle beshe che aroosi misham man:)) khoda behm rahm kone digeh nemidunam nakhoondam shayd roni varzesh nakardeh ke untor shode ha? khode vazn kam darde sare in shekam oftadegi digeh ezafieh valla.
من بعد از مدتها تونستم به این چمنزار تو وارد بشم و عجیب هم این هستش که با این تغییراتی که اکستراپوند کرده حالا من می تونم توی متن کامنت بنویسم و دیگه فقط تایتل پذیر نیست. هوراااااااااااااااااااااااااا هم به اکستراپوندی که اینقدر غیبتش رو کردم! و هم به یه عدد فندق گل گلاب اندر استراحت
salam azizam kojaee? khoobi? hala koja mikhay javabamo bedi :D be emailam harf bezan har moghe vaght dashti dooste khoobam, as kolle guruh joda shodam va dige barnemigardam. doostet daram, boos :* khodafes.