dr_sara

this blog can help me to keep adiet

My Profile

  • Name: dr_sara
  • City: Ahvaz
  • Country: IR

My Weight Loss

Height:
Start weight: 67.00kg
Current weight: 63.00kg
Goal weight: 53.00kg
Lost to date: 4.00kg
Remaining: 10.00kg

My Calendar

22
November '08
< November >
S M T W T F S
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            

My Photos

Before After

دوشنبه 13 آبان ماه

صبح که خودمو وزن کردم شدم 63.7 یعنی 200 گرم دیگه کم شدم
میخوام یه گوشی موبایل بخرم بعد از کلی تحقیق گوشی 5800 اکسپرس میوزیک نوکیا رو انتخاب کردم ولی متاسفانه هنوز تو بازار نیومده خیلی خوشگله مدتی پیله کرده بودم روی سامسونگ ای 900

ولی از نوکیا بیشتر خوشم میاد 

امروز از خودم راضیم هم از نظر غذا خودمو کنترل کردم هم کلسیم خوردم هم 10 لیوان جمعا مایعات خوردم
امروز اهواز بارونی بود عاشق بارونم
فردا انتخابات امریکاست چیز جالبی شنیدم اینکه اوباما اسمش براگ حسین اوباماست و اصلیتش بوشهریه و باباش هم مسلمونه

باران جونم هر کاری میکنم نمیتونم واست کامنت بذارم الپتیکالت مبارک باشه ممنونم از راهنماییت چشم این کارو میکنم

هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

هورااااااااااااااااااااااااا بلاخره شدم 63.9

قبل از صبحانه: دو لیوان اب

صبحانه: یه هویج+2 لیوان چایی و دو خرما

میان وعده : هویج

قبل از ناهار: 2 لیوان آب

ناهار : یه کفگیر برنج +سه قاشق قورمه سبزی + کمی ترشی کلم و سبزی خوردن

میان وعده : خرما با چای و یه خرمالو

شام: یه کاسه سوپ  و یه کاسه ماست با یه هویج و دو تا نارنگی

میزان مایعات : 8 لیوان آب ( یه لیوان خوشگل واسه آب خوردنم گذاشتم توش جون میده واسه آب خوردن) و 6 لیوان چایی

کلسیم خورده شد

امروز هوا ابری بود خیلی لذت بخش بود توی اهواز زرد شدن برگ درختان و ریزش برگ رو نداریم ولی پاییزای خوشگلی داره البته از نیمه ابان ماه به بعد که کولر ها رو خاموش میکنیم.

امروز جلو خونمون یه پراید قرمز رنگ که راننده اش هم یه خانوم بود به یه پیرزن زد و حالش خیلی بد بود بردنش بیمارستان ایشالا که هیچیش نشده باشه وقتی رسیده بودم بالا سرش بیهوش بود و اتوره و رینوره نداشت فقط خدا کنه که شکستگی لگن و فمور نداشته باشه چون توی این سن تروما باعث شکستگی هیپ و فمور میشه و خوب شدنش هم با خداست

امیر کوچلو خوشگل من دیشب خوب خوابید و امروز با غان و غون کردنش و خندیدناش کلی به من روحیه داد

پاییز و بارون

پاییز باشه,غروب باشه,هوا بارونی باشه,تپل باشی,یه عالمه غصه هم داشته باشی,دیگه دلتنگیت به اوج میرسه

دیروز بعد از حدود چند ماه دوری از بازار و خرید امیرو گذاشتم پیش مامانم و رفتم مثلا خرید

چشمتون روز بد نبینه میخواستم مانتو انتخاب کنم نمیدونم چرا هنوز تصورم از اندازه سایزم سی و شش بود

ولی وقتی فروشنده سایز 42 رو بهم میداد از من اصرار که اقا این مانتو واسه من گشاده سایزش گنده است ولی وقتی میرفتم پرو میکردم گشاد که نبود هیچ تنگ هم بودو من تازه میفهمیدم عمق فاجعه چقدره و من چقدر چاقم تازه از اون بدتر وقتی توی اینه قدی نگاه کردم و دیدم چه هرکولی شدم واسه خودم رب النوع و الهه چاقی و بدتیپی شدم 10 دقیقه ایی توی اتاق پرو واسه تیپ از دست رفته ام نشستم گریه کردم نمیدونم چکار کنم توی شرایطی هستم که امکان رژیم گرفتن انچنانی رو ندارم و فرصت ورزش کردن و پیاده روی رو بطور مرتب ندارم اخه این کوچولوی ملوسم شبها تا خود صبح بیداره و گریه میکنه و از ساعت 7 به بعد میخوابه خوب وقتی من هم ساعت هفت بخوابم خیلی که بخوام زود بیدار بشم ساعت یک بعد ازظهره باشگاهیی که نزدیک خونمونه فقط صبحها مال بانوانه بعد از ظهر ها اقایون هستن منم که صبحها خوابم.

به نظر من یکی از سختترین دوران زندگی یک زن بچه دار شدن و بچه بزرگ کردنه من اگه میدونستم اینهمه سختی داره اصلا بچه دار نمیشدم حالا درد بارداری و سختی که توی اون دوران داشتم به کنار شب بیداریهای الان داره داغونم میکنه به هیچ کاری نمیرسم تا میخوام به خودم بیام میبینم روز تموم شده و من هیچ کاری نکردم

خداییش در زمینه خلقت و افرینش انسان در حق یه زن کلا موجودات ماده خیلی اجحاف شده نه  خودتون مقایسه کنید نسبت سختیهایی که بین زن ومرد تقسیم شده سنگینی ترازو کدوم وره نمیدونم این موجودات نر چه لطفی در حق خدا کردن که خدا اینهمه دوستشون داشته و داره شبا که بیدارم همیشه این انتقادو از خدا میکنم شاید اگه بعد از روز رستاخیز و قیامت مجددا به فکر افرینش یه دنیای دیگه و موجوداتی مثل انسان از نوع زن و مرد داشت عدالتو رعایت کنه و سختیها و مشکلات رو به یک نسبت و شدت بینشون تقسیم کنه .

امیر جونم

خدا رو شکر الان امیر خوبه و 4 کیلو وزنش شده و روز به روز بهتر میشه جالب اینجاست که نه من سبزه هستم نه باباش ولی امیر سبزه از اب در اومده احتمالا به خاله رخی و خاله اذیش رفته. بچه خیلی شیرینه حتی ببخشید بوی پی پی اش هم ادمو مست میکنه

و اما خودم از 84 کیلو رسیدم به 66 کیلو و شکمم خیلی گنده است هیچکدوم از لباسام برام خوب نیست

و یه چیز جالب اینکه پاهم یه شماره سایزش رفته بالا با اینکه دیگه ورم ندارم ولی کفشهام هیچکدوم پام نمیره .همه وقتمو امیر میگیره اصلا فرصت ورزش کردن حتی روی تردمیل رفتنو ندارم .

بچه ها از تجربیات کم کردن وزنتون پس از زایمان برام بگین پلیز

هم اکنون نیازمند تجربیات سبزتان هستیم

سی و دو هفتگی نی نی و نونو

به نام خدای عزیزم

رشد جنینی نی نی و نونو در سی و دو هفتگیشون:

همه حواس پنج گانۀ این جوجوهای من اکنون در حال کار هستن. ناخنهاشون  کاملاً شکل گرفتن و موهای سرشون در حال رشده.توی این هفته چین و چروک های صورتشون از بین می ره  و یک لایه چربی زیر پوستشون را می گیره. این آکروبات بازهای کوچولوی ما ما ن ممکنه الان روی سرشون ایستاده باشند! بسیاری از نی نی ها در این هفته در موقعیت "سر به پایین" قرار می گیرندکه اصطلاحا میگیم سفالیک هستن . در شرایط ایده آل اونا تا هنگام زایمان در همین حالت باقی می مونن تا برای دنیا اومدن آماده باشن. ولی ممکن است تا 8 هفتۀ دیگه اونا چندین بار به طور کامل تغییر وضعیت بدن. بسیاری ازنی نی ها در حین زایمان در موقعیت "سر به پایین" قرار ندارند و اصطلاحا بریچ نام داره که این زایمان طبیعی را مشکل خواهد کرد.

در حال حاضرآب درون جفت من در حدود 1.5 لیتر حجم داره. بنابراین برای نی نی ها راحته که درون آن حرکت کنند. ولی تا هنگام تولد با بزرگ شدن اونا از حجم آب کم می شه.معجزه های جینگولی من الان در حدود 1.5 تا 2 کیلو گرم وزن و 45 سانتی متر قد دارن.

با توجه به دوقولو بودن نی نی و نونواین زمانی است که رشد و وزن گرفتنشون در مقایسه با تک قلوها کندتر می شه.

تغییرات این هفته خودم:

از هفته گذشته تا الان با توجه به رشد نی نی و نونو و بزرگ شدن رحمم و فشاری که به دیافراگمم وارد شده تنگی نفسم بیشتر شده . باید  سعی کنم زیاد آب بخورم هماچوریم شدیدتر شده  .با توجه به اینکه میوه زیاد میخورم خوشبختانه یکی از عوارض اصلی بارداری یعنی یبوست رو ندارم خصوصا اینکه صبحها بطور ناشتا میوه خصوصا انگور و هندونه میخورم .

با توجه به اینکه من دو قولو باردارم مفاصل ران هایم دارن  از همدیگه  دور می شن و لگنم در حال کش اومدن و بزرگ شدنه.  توی این هفته انقباضات براکستون هیکس بر تعداد و قدرتشان افزوده می شه. در این هفته رحمم به اندازۀ رحم یک خانم باردار با تک قلو در هفتۀ 40 است.

شب آرزوها:لیله الرغائب

به نام خدای عزیزم

میگن امشب شب آروزهاست. شبی که توی اون، آرزوهات روی بال فرشته ها تا اوج افلاک میره و به دست خود خدا میرسه. امشب هر کی یه آرزویی برای خودش داره، ولی باز هم کسایی هستند که به خودشون دعا نمیکنن، به من و تو دعا میکنن، تا تو زندگیهامون موفق باشیم، خوشبخت باشیم، سرافراز باشیم، آزاد باشیم، مایه افتخار باشیم، شاد باشیم، هر چی میخوایم داشته باشیم.......آره کسایی که آرزوهاشون، آرزوهای ماست. کسایی که چشم به راه من و تو هستند، کسایی که به جای اینکه به خودشون فکر کنن، به من و تو فکر میکنن. راستش رو بگو امشب برای خودت دعا میکنی یا برای اون دو تا فرشته؟ پدر و مادرت رو میگم. اونها فقط و فقط برای من و تو دعا میکنن. یه جایی تو گذشته خودشون رو جا گذاشتند و الان تموم دنیای اونها من و تو هستیم. واقعا یه بوسه روی دست پدرو مادر اینقدر کار سختیه که ما بچه ها ازش اینقدر راحت میگذریم و فراموشش کردیم؟ اگه امشب دلتون لرزید، برای پدر و مادرتون هم دعا کنین.

 

سی و یک هفتگی نی نی و نونو

به نام خدای عزیزم

رشد نی نی و نونو در این هفته:

سرعت رشد نی نی  و نونو   در این هفته کمی کندتر می شه.اما رشد سریع مغزیشون به سرعت ادامه داره. هر چند که اکنون به علت حضور کیسه های هوایی در ریه هاشون، اونا قادر به تنفس هوا هستن ولی ریه ها تنها عضوی هستند که هنوز کامل بالغ نشده اند. توی این هفته  بیضه های نی نی و نونو از داخل بدنشون به داخل کیسه های بیضه هاشون پایین میان.از اونجاییکه نی نی و نونو درشت تر شدن، توی رحمم  جای کمتری واسه تکوناشون وجود داره. بخاطر همینم توی این هفته کمتر از قبل تکوناشون رو  حس میکنم. همچنین به دلیل بلوغ عکس العمل های غیر ارادی اونا، حرکاتشون منظم تر شدن. البته حتماً در هر یک ساعت باید حداقل یک بار تکوناشون رو را احساس کنم. اگر در یک ساعت هیچ تکانی احساس نکردم،باید یک غذای سبک بخورم و دراز بکشم. با آروم شدنم نی نی و نونو ممکنه فعالیت خودشون رو شروع کنن.نی نی و نونو اکنون در حدود 28 سانتی متر قد و 1.5 کیلو گرم وزن دارن. ولی تا آخر این ماه در حدود 1 کیلوگرم دیگر وزن اضافه خواهند کرد.

تغییرات در خودم:

رحمم مرتب در حال کش آمدن و بزرگ شدنه.ماهیچه ها و مفاصلم برا آماده شدن برای زایمان شروع یه شل شدن می کنند. بنابراین ممکن است دچار کمردرد بشم. متأسفانه هیچ راهی برای جلوگیری از این دردها وجود نداره. فقط باید که تا حد امکان استراحت کنم تا فشار بیشتری به کمر وارد نشه. از اونجاییکه استخوونهای نی نی و نونو در حال رشد سریع و محکم شدن هستن، بسیار مهمه که به میزان کافی کلسیم مصرف کنم.

 

ممنونم دوستای گلم

دوستای گلم

عاشقانه دوستتون دارم

جمعه 14 تیرماه

 

به نام خدای عزیزم

من امروز توی این جمعه غمگین و غبار آلود رسما فلج شدن خودمو اعلام میکنم دیگه کاملا زمینگیر شدم

خدایا یعنی میرسه روزی که نه احساس سنگینی کنم نه فشار خون داشته باشم نه احساس بی وقفه سوزش سردل یعنی میرسه روزی که با هر بلند شدن و نشستن آرزوی مرگمو نکنم  نه میتونم بخوابم نه میتونم بشینم نه میتونم چیزی بخورم دیگه خسته شدم از همه چی از این زندگی که تا الان معنیشو نفهمیدم

خدایا دلم گرفته  خدایا تنها چیزی که الان ازت میخوام مامانمه من آغوش مامانمو میخوام بوی مهربون بغلشو که بهم امنیت بده و آرومم کنه و بدون هیچ هراسی بغضمو پیشش بشکونم و گریه کنم

دلم تنگه برای گریه کردن       کجاست مادر کجاست گهواره من

سی هفتگی جنینی نی نی و نونو

به نام خدای عزیزم

رشد نی نی و نو نو در سی هفتگی جنینیشون:

از اونجایی که چربی به اندازه ای زیر پوست نی نی و نو نو ست که او نا را گرم نگه می دارد، اونا دیگه به آن پوشش موی خیلی نازک (لاگونو) که سراسر بدنشونو  پوشونده بود نیازی ندارند. لاگونو از این هفته شروع به ریختن می کنه. پلکهاشون کامل باز و بسته می شن و ناخن هاشون در حال رشد هستند. 

اکنون گلبولهای قرمز در حال درست شدن در مغز استخوان می باشند.

مغزشون با سرعت شگفت آمیزی در حال رشده. تاکنون لایۀ سطحی مغز صاف بوده . اما این هفته مغز شروع به تشکیل پیچها و چین ها در سطحش می کنه. این چین ها به مغز اجازه می ده تا تعداد سلولهای بیشتری در خود جای بده. این چینها، به حلقه یا Convolution معروف هستند.

با اینکه مایع درون کیسه آب مانند عایقی برای نی نی و نونو  است، به علت تکامل مغز و حس هایش، در صورت ضربه اونا می تونند درد را احساس کرده و به آن عکس العمل نشان بدن.

                      

ریه هاشون اکنون تنفس را تمرین می کنند تا خود را برای تنفس خارج رحم آماده کنند. اگر الان سونوگرافی کنم این بالا و پایین رفتن قفسۀ سینۀ اونا رو میبینم.

جیگولوهای ناناز من  اکنون حدود هزار و سیصدگرم وزن و در حالت چمباته حدود بیست و هفت سانتی متر طول دارن. قدشون در حالتی که بدنشون کشیده باشه در حدود 40 سانتی متر است مايع آمنيوتيك اطراف اونا اكنون حدود 700 گرمه اما با گذشت زمان که نی نی و نونو رشد میکنن حجم بيشتري از رحم را به خود اختصاص میدن و در نتيجه حجم مايع آمنيوتيك اطرافشون كاهش خواهد يافت. چشای نی نی و نونو باز و بسته مي شوند، اونا قادرن بين تاريكي و روشنايي تمايز قائل بشن و حتي مي تونن حركت يك منبع نور را به سمت عقب و جلو دنبال كنند..

تغییرات در مادر نی نی و نو نو:

بهترین وضعیت برای دراز کشیدن و خوابیدن، خوابیدن بر روی پهلوی چپم است. آیورت(شاهرگ) و سیاهرگ اصلی کمی متمایل به سمت راست مرکز پشت من هستند، بنابراین با خوابیدن به پهلوی سمت چپ خیالم راحته که جریان خون به همۀ اعضاء و جوارحم بدون مشکل می رسه.

مامانی نی نی و نونو همچنان خسته و سنگینه  دیگه حتی بعضی وقتها تعادلمو هم نمیتونم حفظ کنم اگه یه لقمه بیشتر بخورم احساس خفگی بهم دست میده. نامردها خیلی لگد میزنن طوری که شبها با لگدشون از خواب بیدار میشم ولی حس قشنگیه همین که میدونی دو تا موجود زنده عین خودت ولی کوچیک تو بدنت دارن رشد میکنن و زنده هستن.

 

Tracker