medical nutrition therapy

hi.i'm a dietition.i wish that this weblog to be useful fo

My Profile

  • Name: kazo
  • City: Mashad
  • Region: Sistan va Baluchestan
  • Country: Iran

My Weight Loss

Height: 170.0cm
Start weight: 62.00kg
Current weight: 62.00kg
Goal weight: 63.50kg
Lost to date: 0.00kg
Remaining: -1.50kg

My Calendar

10
February '12
< February >
S M T W T F S
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29      

My Photos

Before After

My friends list

چرا نمیتونیم رژیم غذایی رو کاملا رعایت کنیم؟

 

قبل از اینکه مطلب رو بگم یه اعتراف کوچولو کنم اونم اینه که سوژه ی و یه جورایی قسمتی از این مطلب رو از آدرس زیر گرفتم البته با کسب اجازه

http://tavan-tavan.blogfa.com/                                

برای رسیدن به هدف اراده و توان و صبر نیاز است.
«حسین بهزاد »

یه روز دوران دانشجویی فکر کنم هفته سلامت بود دانشگاه علوم پزشکی یه برنامه تو پارک آزادی (پارک شهر )شیراز گذاشته بود و از ما هم خواسته بود که اونجا به مراجعه کنندگان مشاوره ی تغذیه بدیم خلاصه یکی از کلاینت های من یه خانم بود حدودا 32 ساله که اضافه وزن داشت من کلی باهاش صحبت کردم بعده کلی حرف زدن گفت دکتر خودتو خسته نکن من همه ی اینا رو میدونم حتی رفتم پیش فلانی رژیم هم گرفتم اما نمی تونم اجراش کنم ! براستی مشکل چیست؟ در زیر تعدادی از این عوامل اورده شده باز هم میگم بعضی از مطالبش رو از همون آدرس گرفتم

عجله کردن در کاهش وزن               

خیلی ها مون عجله داریم که بعد از یه مدت کوتاه وزن مون کم بشه و با شروع رژیم های سخت و نا متعادل به ذهن و بدنمون فشار می اریم و اوایل خوب هم وزن کم می کنیم ولی بعد از یه مدت اصطلاحا می بریم! و غافل از اون هستیم سریع کم کردن٬ سریع جایگزین شدن رو هم در بر داره.

 تاثیر دور و بریها و اطرافیان:
گاهی وقتها دوستی خاله خرسه ی اطرافیان و گاهی  هم حسادت برخی دوستان ناباب! که با گفتن  ضعیف شدی٬ زشت شدی٬ دور چشم هات گود افتاده و... باعث می شن که آدم توی اراده اش متزلزل بشه. البته اینم بگم شاید واقعا اینطور باشه اما وقتی یه متخصص تغذیه رژیم میده بهتره بهش اعتماد کنیم و حتی اگه مشکلی هم پیش بیاد فقط با خودش مشورت کنیم. .

 خستگی:
چون برای روند کاهش وزن مون بسته به وزن اولیه٬ باید ماهها و گاهی هم سال یا سالها یه سری قواعد و اصول رو رعایت کنیم در نتیجه یه جاهایی ترمزمون می بره! ( این فعل بریدن توی وادی رژیم خیلی منحوس و در عین حال متداول هستش!).

 عدم هماهنگی:
چون بین برنامه ی غذایی و زندگی ماها و سایر اعضای خونه تفاوت وجود داره در نتیجه باعث می شه که با خریدن اقلامی که برای سایرین نیاز هستش و برای ما مضر! نتونیم تعادل رو نگه داریم و یا حوصله ی درست کردن غذای جدا برای خودمون رو نداشته باشیم البته اگه سعی کنیم لایف استایل خودمون رو عوض کنیم میتونیم دیگران خصوصا اعضای دیگه ی خانوادمون رو تحت تاثیر خودمون قرار بدیم نه اینکه ما متاثر از اونا بشیم.

 مهمونی ها:
که خیلی شایع هستش و معمولا چون نمی خواهیم کسی از جریان رژیم ما مطلع بشه و  اثر منفی صحبت هاشون رو خنثی کنیم در نتیجه توی مهمونی ها رژیم رو مجبوریم کنار بذاریم و غذای غیررژیمی رو به اصرار صاحبخونه! زیاد بخوریم. معمولا هم این مهمونی ها گاهی توی هفته بسته به مناسبتها به سه یا چهار بار می رسه  در نتیجه عملا پای رژیم رو لنگ می کنه!.

 مسافرت ها:
اگه مسافرت شهر به شهر و دیدن اقوام و فامیلها رو در پیش داشته باشیم که همون حکایت مهمونی رو داره با ضریب تعارفات بالاتر! و اگه مسافرت گشت و گزاری در پیش داریم باز هم از یه طرف انتخاب ها محدود و از یه طرف هم فعالیت بیشتر و در نتیجه نیاز به غذا بیشتر می شه و اگه ناسالم خوری رو اجبارا در پیش بگیریم که دیگه نتیجه واضح هستش.

 متنوع نبودن غذاها:
به خاطر اینکه غذاهای رژیمی به دلیل مواد مصرفی اولیه! محدودیت دارن در نتیجه خیلی نمی شه روی تنوع  مانور داد و ممکنه در هفته دو سه بار مجبور به خوردن غذای تکراری بشیم و دلمون از غذاهای رژیمی زده بشه.

 استرس:
چون معمولا برای رژیم گرفتن با خودمون هی کلنجار می ریم و از طرفی هم با مشکلات کوچیک و بزرگ زندگی هم دست به گریبان هستیم در نتیجه دچار استرس می شیم که خودش باعث تغییر توی عملکرد هورمونها و در نهایت عدم کاهش وزن می شه .

 نخوردن صبحونه:
چون فکر می کنیم از سر صبح اگه کالری زیادی مصرف کنیم ممکنه تا آخر شب میزان کالری مصرفی مون بره بالا در نتیجه یا صبحونه نمی خوریم و یا اگه هم بخوریم به یه چای یا میوه یا یه تکه نون رضایت می دیم غافل از اینکه متابولیسم رو در حداقل و پایین ترین  میزانش قرار می دادیم و از طرفی حس گرسنگی ارضا نشده مون تا آخر شب باهامون همراه هستش و گاهی هم باعث گذارمون به صحرای کربلا می شه!.

 عدم توزین مواد غذایی و شمارش کالری:
توضیح این مطلب کمی طولانیه منم حقیقتش وقت ندارم اگه دوست دارین من این مطلب رو تو این وبلاگ گذاشتم یه سری اونجا بزنین

kazemeslami.blogfa.com.

 ورزش نکردن

یه مورخ برجسته در سال ۱۹۱۳ نوشته:

من دو پزشک دارم٬ یکی پای راستم و یکی هم پای چپم

در طی روز اونقدر مشغله های کوچک و درشت برای خودمون جور کردیم یا برامون جور کردن که به ورزش نمی رسیم. و از طرفی چون اسم ورزش میاد بلافاصله یاد باشگاه و تردمیل و لباس ورزش و کفش اسپورت می افتیم و غرق در این افکار از نرمشهای ساده ی روزانه و حرکات کششی و طناب زدن و یا حتی پیاده روی غافل می شیم.

 عدم تعهد:
لازم نیست که اضافه وزن خودمون رو تقصیر کسی بندازیم. نه پدر و مادرمون متهم هستن و نه احیانا همسر و فرزندمون. مقصر اصلی عدم تعهد ماست. مقصر اصلی ما هستیم که نمی تونیم تصمیم خودمون رو عملی کنیم و نمی تونیم به برنامه مون پایبند باشیم.

 وسوسه:
گاهی در طی رعایت رژیم غذایی٬ وسوسه می شیم که فرضا امروز یه چیپس یا مانچی! بخوریم یا مثلا می گیم که یه کیک شکلاتی کوچیک یا کمی شکلات صبحونه ضرر نداره!. این افکار وسوسه انگیز مانع از پیشرفت در مسیر از پیش تعیین شده مون می شن. باید بین خودمون و عوامل وسوسه کننده کیلومترها فاصله بندازیم. اصولا وسوسه از افکار شیطانی هستش!.

 بیماری های ناشی از رژیم غذایی نادرست:
گاهی به دلیل انتخاب یه رژیم سنگین و نادرست غذایی ممکنه که بدن رو از مواد مغذی موردنیازش محروم کنیم و در نتیجه تظاهر بالینی اش این بشه که فرضا معده مون درد بگیره یا موهامون بریزه و یا مواردی مشابه. و گاهی هم به دلیل فیزیک بدنی خاص مون ممکنه دچار مشکل بشیم و از ادامه ی راه باز بمونیم.

 خودشیفتگی در رژیم غذایی:
گاهی پیش میاد که به محض اینکه کمی تغییر توی وزن مون ایجاد می شه یه هو جوگیر می شیم و خود شیفتگی مون مانع از ادامه ی راه می شه. درسته که شرط اساسی اعتماد به نفس، خودشیفتگی هستش ولی نباید جانب اعتدال رو از دست بدیم. یادمون باشه که به جای خودشیفتگی بیش از حد، باید کار مثبتی انجام بدیم ! .

در پایان

شنیدید که می گن:

مار پوست ول می کند اما خوی خود را ول نمی کند."

آقا جان! مار نباشین و خلق و خوی خودتون رو سعی کنین عوض کنین تا شرایط ایجاد لایف استایل بهتر ایجاد بشه!. همه مون شاید تجربه کرده باشیم که رژیم های نیمه کاره معمولا مشمول این مراحل می شه:

-اول که رژیم رو شروع می کنیم بسیار پرانگیزه هستیم و هیجان توی خون مون می جوشه! و ما تا حد مرگ! مصمم و باانگیزه هستیم و اون اوایل هم خوب وزن کم می کینم و کیلو کیلو! می ریزیم بیرون و حس می کنیم که دنیا جای زیبایی برای نفس کشیدن هستش!.
-بعد یواش یواش انرژی مون تحلیل می ره و برنامه ی زندگی مون با برنامه ی رژیم غذایی مون تضاد پیدا می کنه!.
-کم کم کنترل زمان رو از دست می دیم و بحران مدیریت! بر ما غالب می شه و فرصت نمی کنیم به کارهامون برسیم یا وقت نمی کنیم که برای خرید رژیمی سبز! وقت بذاریم.
-بعدترش! به خودمون فرصت های کوچیکی می دیم تا کمی استراحت کنیم. از برنامه ی غذایی مون سرپیچی می کنیم و می گیم "فقط همین دفعه"!.
-در نهایت این مواقع خاص بیشتر و بیشتر می شن تا جایی که دیگه هیچ اثری از رژیم سفت و سخت ما باقی نمی مونه.
این داستان هرسال ممکنه که بارها و بارها تکرار بشه و ما امیدمون رو به لاغری از دست بدیم و نسبت به خودمون بی اعتقاد بشیم تا جایی که به خودمون و حتی دیگران می گیم که کاری اش نمی شه بکنیم و من ژنتیکی چاق هستم! و یا می گیم من ذاتا شکلات دوست دارم و نمی تونم نخورم!.

باید مراقب باشیم٬ باید دلمون برای بدنمون بسوزه٬ باید نگهبان بی جیره و مواجب بدمون باشیم و شب و روز ازش مراقبت کنیم و نذاریم بهانه های واهی ما رو از خط مستقیم مون خارج کنه. همه تون می دونین که توی ریاضی٬ کوتاهترین خط٬ خط عمود هستش٬ پس باید از این نقطه ایی که هستیم یه خط مستقیم عمود بر لایف استایل بهینه بکشیم و توی این مسیر فرضی حرکت کنیم 




Login to add your own comment.

Tracker