جلسه دوم
جلسه دوم رو با کلی مقاومت و مکالمه درونی بالاخره شرکت کردم . یه دلم میگفت اوووههه اینهمه راه میخوای ماشینو از حیاط در بیاری و بری همت غرب و مدرس جنوب و برسی به خیابون بهار ، کم کم یکساعت راهه . بشینی اونجا چی بگن ؟ یه سری آدم ناشکر و ناامید ناله کنن و یکساعت و نیم گوش کنی و برگردی که چی بشه ! یه دل دیگه میگفت حالا برو ببین شاید این دفعه یه جور متفاوت و تاثیرگذار باشه . جلسه راس ساعت شروع شد و با تشریفات قبلی . این بار کمی تعداد بیشتر بود و یکسری آگاهی و شناخت بیشتری پیدا کردم به جلسات . از جمله اینکه :
- گردانده جلسه و منشی جلسه و دو نفر خوش آمد گو ، ضمن اینکه از بین گروه انتخاب ( یا داوطلب – نمیدونم ) میشن ، هر بار عوض میشن .
- برای برقراری و تداوم جلسات هر عضوی که شرکت میکنه سهمی پرداخت میکنه و این گروه به کسی یا جائی متکی نیستند . هر کسی هر مبلغی که دلش خواست در آخر جلسه در سبد مخصوصی که گردونده میشه ، میذاره .
- ضمن اینکه هنوز دقیقا نمیدونم اصول و سنت ها چیا هستند متوجه شدم که رعایت کردنشون خیلی هم سهل نیست . مثلا کسی سهیم شد که علیرغم اینکه یکسال و نیمه عضو گروه هست هنوز سه قدم رو کار کرده . ظاهرا قدم 4 سخت ترین قدمه .
- پاکی از نظر روحی یعنی رعایت قدمها و سنت ها و از نظر جسمی یعنی حذف قند و شکر – برنج – نمک ( به اصطلاح خودشون حذف سه سفید ) !
سه ربع اول به سهیم شدن گذشت و سه ربع بعد به سنت خوانی . که یک نفر پاراگراف به پاراگراف از کتابی می خوند و بقیه در موردش اگر سوالی داشتند دست بلند می کردند . در پایان هم باز سوال کردند که چه کسانی تازه وارد هستند و بعد بهشون جاسوئیچی welcome با آرم گروه رو دادن . یادم رفت بگم جلسه قبل منهم گرفته بودم .این بار بعد از جلسه کمی بیشتر موندم و با یکی از اعضای قدیمی که خودش پیشقدم شد همکلام شدم . نظرم رو پرسید گفتم فکر نمیکنم برای من کار بکنه . ضمن اینکه کسانی رو میبینم که یکی دو ساله شرکت می کنند اما هنوز نتیجه نگرفتن. گفت شما از کجا میدونی که اولش چقدر بودن . مگه وزن اولیه اشون رو به شما گفتن ؟ بعضی از اینها روی 180 کیلو بودند ! اینجا بیشتر برای پالایش روح میان . خیلی از اینهائی که میبینی الان دست بلند میکنن و با آرامش صحبت میکنند اصلا حرف زدن معمولی بلد نبودند ! در آخر ازم پرسید دفعه بعد شرکت میکنم یا نه من گفتم بعید میدونم . بهم گفت پیشنهاد میکنم هفته آینده رو بیا چون جشن تولد یکسالگی یکی از بچه هاست !
ادامه دارد ...


