فقط براي امروز
سعي مي كنم فقط براي امروز زندگي كنم و مشكلات تمامي طول عمر را به يكباره بر دوش نكشم . من مي توانم يك مشكل را براي 12 ساعت تحمل كنم . اما اگر فكر كنم كه بايد تا آخر عمر با آن بسازم برايم درد آور و غير قابل تحمل خواهد بود .
فقط براي امروز خوشحال خواهم بود . فقط براي امروز ميخواهم خودم را با آنچه هست وفق بدهم و سعي نمي كنم خودم را با خواسته هايم سازگار كنم . پس وقتي خوشبختي به سمتم مي آيد با آغوش باز به آن خوش آمد گفته و آن را با زندگيم تطبيق مي دهم .
فقط براي امروز روح و روان خود را تقويت مي كنم . مطالعه ميكنم و چيزهاي مفيد ياد ميگيرم . من ديگر مي خواهم كرد كه نگذارم بيماريم بر من تسلط داشته باشد . من هرچيزي كه نياز به تلاش و انديشه و تمركز دارد را براي خود مي خواهم .
تنها امروز روح و روان خود را از سه طريق به تمرين وا ميدارم :
يکم _ يک نيك براي كسي انجام ميدهم نمي گذارم كه او يا هيچ كس ديگري بفهمد كه من آنرا انجام داده ام و اگر كسي فهميد آن را به حساب نمي آورم .
دوم _ تنها امروز ميخواهم بشاش باشم و به همان خوبي ديده شوم كه بنظر ميرسد .
سوم _ لباس مناسب بپوشم ، آرام صحبت كنم ، رفتار مؤدبانه داشته باشم ، انتقاد پذير باشم ، عيب جويي نكنم و سعي ميكنم فقط خودم را تغيير دهم نه ديگران را .
فقط براي امروز برنامه اي خواهم داشت شايد نتوانم دقيقا از آن پيروي كنم اما به هر حال آنرا خواهم داشت . امروز از خدا ميخواهم تا مرا از دوبلا نجات دهد : دودلي و عجله .
فقط براي امروز نيم ساعت با خود خلوت ميكنم و سعي ميكنم چشم انداز بهتري از زندگي داشته باشم .
فقط براي امروز ترسي نخواهم داشت . مخصوصا از لذت بردن بخاطر آنچه كه زيباست واهمه نخواهم داشت و
باور دارم كه گوئي من به جهان تقديم شده ام .




