سوم اسفند
شروع روز سوم 95 کیلو
****************************
تغذیه در طی روز
ساعت 8.30 یک ماگ چای سبز و دو خرما ( کبکاب خیلی خوشمزه )
ساعت 10 یک ماگ چای سبز و یک خرما ( کبکاب )
ساعت 11.30 یک ماگ چای سبز و دو سفیده تخم مرغ رنده شده
ساعت 13.15 یک ماگ چای گیاهی نوروینا ( تقویت اعصاب ،خونساز )
ساعت 15 نهار : یک پرس چلوکباب مخصوص بیرون ( شامل یک کوبیده یک جوجه + گوجه و کره و برنج البته یک سوم برنج رو نخوردم )
ساعت 19.30 یک میوه ( اسمش نمیدونم به نظر پیوند سیب سبز و گلابیه ) !
ساعت 21 یک لیوان آبجو خوری بزرگ آب + 2 عدد سی لاکس
ورزش در طی روز
در حد پیاده روی رفت و برگشت نصف خیابون وزرا . همین !
_______________________ احساس خودم در پایان روز :
امروز سومین روز رژیم بود
وقتی خونه هستم همه چی بهتر پیش میره تا بیرون ! دیگه آبهای مصرفی رو نمی نویسم ولی تمرکزم روی 8 تا 10 لیوان مایعات در روز هست . نهار خیلی دیر شده بود و البته خیلی گرسنه ام نبود اما زجه موره های بقیه شکموها که با چه به بهی نوش جان میکردن روی منم تاثیر گذاشت . فک کن ! بعد از دو روز مرتاضی گری ، برنج و کوبیده و کره !!!
البته عوضش دیگه تا موقع خواب فقط ساعت 7.30 توی ماشین یه گلابی خوردم و همین . بعد از خرمای خاصی که حبیبه جونم از عسلویه آورده بود و خیلی خوشمزه بود ، چشمم به جمال کبکاب روشن . خرمای درشت و سیاه و گوشتی . خیـــــــلی فاز میده
یکی از دوستان حبیبه از بوشهر سوغات آورده . مال شرکت اختر جنوب هست . البته من نمیدونم کلا کبکاب اینقدر خوشمزه است یا مثلا نوع و درجه بندی داره . عصری رفتیم فیلم " کتانی سفید " سینما آزادی . یه فیلم خالی دیدیم بدون هیچی تنقلات و شام بیرون ! از اونجائی که این اتفاق تاحالا نیوفتاده بود یه کمی پکر بودم
برای اینکه کار دست خودم ندم تا اومدم توی ماشین یه گلابی خوردم و بعد استارت زدم . همون قند خونم رو تنظیم کرد . البته کمی نگرانم بخاطر ناهار . به این امید میخوابم که فردا صبح ترازو خیلی شرمنده ام نکنه 

