azyparvazn

Its easy to start a diet.Its much harder to keep it!

My Profile

  • Name: azy
  • City: Tehran
  • Region: Hormozgan
  • Country: Iran

My Weight Loss

Height: 159.0cm
Start weight: 60.00kg
Current weight: 57.00kg
Goal weight: 51.00kg
Lost to date: 3.00kg
Remaining: 6.00kg

My Calendar

9
February '12
< February >
S M T W T F S
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29      

My Photos

Before After

ملاقات انارستاني هاي مقيم پايتخت/11 شهريور/12سپتامبر

 

خوب ما ديروز قراره دسته جمعي مون با تپلان مقيم پايتخت بود وجاي همگي خالي بسيار تجربه جالب ونشاط آوري بودواما علاوه براينكه همديگرو ديديم جاي دوستان خالي بسيار همديگر را لمس كرديم حتي .......
نكته جالب قضيه در اين بود كه آزي كه هميشه به شلماني وكندي در خانواده معروف است ديروز نيم ساعت زودتر از قرارمون با بچه حاضر بودم وهي عين بچه ها ميس ري را تحت فشار داده بودم كه:ري كي مي ريم؟ري كي ميريم؟ وبعد هم با بدرقه مادر از خانه خارج شديم وحامل اين پيغام كه:به انار وخيار سلام برسونيد.
(ما كلا خانوادگي گوله نمكيم)
خلاصه كه اولين ديدار بين ميس ري وشانه بسر برگزار شد وجالب قضيه در اين بود كه شانه بسر قبلا ديگر خواهران من را ديده بود وديروز با ديدن ري به ياد فيلم "من وتمامي خواهران من افتاديم"وايشون هم اذعان داشتند كه ما هيچ كدوممون هيچ ربطي به همديگر نداريم وخانواده ما درواگذار كردن ژن هاي يكي از يكي بي ربط تر در همه فاميل ودوستان اشنايان شاخص هستند.(اونوقت نگيد اين آزي اينقدر تنوع طلبه پس به كي رفته؟)
نفر بعد كه بهمون اضافه شد زينب بود كه باز ميس ري افتخار آسنايي با ايشون رو داشتند وما ديروز براي اولين بار ايشونو ملاقات كرديم وبسار دختر صميمي وبا محبتي بودند واز همه هم با يه عشق ومحبتي ياد مي كردند.
خلاصه كه با همه تمهيدات ما در مورده ترافيك وجاي پارك به طرز معجزه آسايي ما نه با ترافيك مواجه شديم نه با مشكل جاي پارك ونيم ساعت زودتر از قرار در محل حضور به هم رسانيديم با اين دل خوشي كه اول ما ساك ساك كرديم.(ساك ساك يا سوك سوك؟)
وبا كمي گشت زني در محل ناگهان با يك بانوي سفيد پوش*پشت به ما ايستادند من با اولين نگاه گفتم اين بايد انار باشد...وچون يهو جو رئيس وانار من را گرفت هرچه بقيه گفتند كه خوب برو آشنايي بده گفتم نه من مي ترسم!
قبلا هم گفته بودم حتي به خود انار كه انار با همه مهربوني كه از چشماش ميريزه يه جذبه خاصي داره كه من اينو حتي از نوشته هاش وبعدا هم از صداش تشخيص داده بودم...خلاصه كه در نهايت در معيت شانه جان شجاع رفتيم جلو وصداش كرديم واولين كلمه رئيس انار اين بود كه :واي آزي؟و چه افتخاري ازين بالاتر كه رئيس هم در اولين برخورد من رو شناخت و خلاصه برما آشكار شد كه اي بابا از ما زرنگ تر هم بودن وانار اول شده بوده!
مارو باش كه از قبل هماهنگ كرديم كه جلوي مهمون خارجيمون آن تايم باشيم .هرچند كه ما به موقع سر قرار رسيديم.
خلاصه كه گروه بعدي آريس و وايييييييييييييييييييي بچه ها بايد اين كوچوي جمعمون رو ميديد.اين آلبالو 88 كه خيلي دختر ناز وآروومي بود ومن كه عاشقش شدم هرچند كه خيلي نتونستيم با هم معاشرت كنيم.تازه بسيار هم شاسي بلند بودند ايشون
آريس هم بر عكس تصور من خيلي آروم بود والبته صداش از اون صدايي كه شنيده بوديم خيلي بهتر.خوب حتما ميدونيد كه اون صدا در كمد ضبط شده بود.
خلاصه كه با اين گروه وارد شديم ونشستيم ودر حين صحبت بوديم كه يه خانم موقشنگ تپل اومدند ومن اول فكر كردم سالومه است.البته هيچ ربطي به سالومه نداشت ولي راستش ما كلي حساب كتاب با انگوشتامون كرده بوديم ومنتظر سالومه بوديم بعد كه دوسته شيك وموقشنگمون اومد فهميديم كه دوستمون سيب بود.حالا مجسم كنيد همه با هم هي مي گيم:سييييييييييييييييب سييييييييييييييب .......صحنه بسيار تاثير گذاري بود.وخودمونم از اين سيب سيب گفتنمون كلي خنديديم.
آهان تازه اينم بگم كه براي اينكه بچه ها بتونن مارو پيدا كنن رفتم وبه اون خانمه(حتما همه مي دونيد اون خانمه يعني كسي كه مسئول ميز ورزرو واينا بود)گفتم كه اگر كسي اومد از بچه سراغ انارستان رو گرفت لطفا راهماييشون كنيد به ميز ما وايشون با يه كم تعجب مودبانه ويه لبخند پذيرفتند دي:
خلاصه كه ما همگي عاشق موهاي سيب شديم وتازه كلي هم دست زديم به موهاش .تازه سيب ازين چشماي مهربون هم داشت كه آدمو كه نگاه مي كرد آدم يه جوري ميشد.ازين مهربونا..............مهربونا ديگه....
نفر بعد ليلا بود كه ما از بس ليلا وليلي ولي لي داريم من از اول سفر درون شهريمون مخ اين شانه بسر بنده خدا رو خوردم كه اين ليلا كدومه؟چرا من قاطي كردم و هنوزم الان فكر ميك نم بايد برم عكس هاشو ببينم تا يادم بياد كدوم بود دي: اين دوستمون هم يه ترفند جالبي اتخاذ كرده بودن.يه مانتوي گل گلي(همونطور كه در عكس ها ميبينيد )پوشيده بودن كه با چشم غير مسلح ما قادر به تشخيص چاقي واضافه وزن در ايشون نشديم وبعد كه صميمي شديم وبرنامه تاچ و...........اين بي ناموسي ها مطرح شد كشف كرديم كه اي همچين بگي نگي چند كيلويي جا داره براي وزن كم كردن.آهان بازم بگم كه ايشونم من رو ياده يه عقده روحي انداختند ومارو ياده نداشته هامون كه :من هميشه آرزوم بوده ماهامو بريزم توي صورتم وهيچ وقت نمي تونم وبراي بچه ها ازين تجربه دردناك نا موفقم گفتم كه يه بار با زور سشوار واتو موهامو صاف كرده بودم ودر يك مكاني احساس بسيار فشني مي كردم كه ناگهان باران گرفت وموهاي من مثل يه ببعي فر خورد رفت بالا ومن رسوا شدم و.انگار كلاه گيس از سرم افتاده باشه كلي همه بهم خنديدن.............
نفر تپل شاسي بلنده بعدي كي مي تونه باشه؟كه اگه بخوايم از دير اومدنشون فاكتور بگيريم بسيار با انرژي وخندون وشيك وعشوه گر بودن.اون تپل كسي نبود به جز؟..هان؟.......صدا نمياد؟.............بله......سالومه خانم
سالومه هم باز موقشنگ بود ازين مو خوشرنگ نرم ها كه باز من چون بايد همه چي رو با دست حس كنم تا به دلم بشينه وقتي سالي جون موهاشو افشون كرد منم كلي دست زدم به موهاش وبازم بهش گفتم كه هيشكي نمي تونه منو ناز كنه وانگوشت توي موهام كنه چون هركي اين كارو كرده مثل تله عنكبوت دستش اون تو گير كرده وتا يه دسته از موهام كنده نشده وگير نكرده نتونسته در بياره دستشو دي: من ازين بابت عاشق موهاش شدم كه دست توش مي رفت وبه آسوني ميومد بيرون.اين خيليه ها!دوستان مو فرم درك مي كنن حتما.
تازه سالومه بازوهاشم عضله آورده بود مثل من وشانه بسر كه قبلا كلي تست كرده بوديم مال همديگرو......
در اين موقع ديگه همگي مشغول لهو ولعب وخوردن شديم وتازه بگم كه اينا هي منو گول زدن كه من ازون جا كه ازين مبل نرم ها بود ومن اولين نفر نشستم وانار هم پيشم بود اينا هي به بهانه عكس وخانمه وغذا ودوستان منو انداختن روي اين صندلي ها ومنو از رئيس دور كردن ومنم يه ساده گول خوردم وبعدا كه به بهانه عكس رفتم اون ور نشستم ديدم :واي چقدر زير آدم نرم تر باشه بهتره.واين تجربه اي شد كه از دفعه بعد من اون ور بشينم هميشه دي:وبه هيچ قيمتي جاي نرممو ندم به كسي.........
نفر آخر كه ما كلي منتظرش بوديم ونسبتا ديرتر از بقيه اومد آراممممممممممممممم بود كه من قبلش به بچه ها گفتم:بچه ها فكر كنم آرام بايد همين دوروبر باشه ولي چون از بوي غذا حالش بد ميشه نمياد تو دي:
آرام هم خيلي ناقلا بود چون مخصوصا مانتوي خيلي تنگ نپوشيده بود كه ما نخوريمش .......ولي مثل اسمش بسيار آرام بود ولي ازونا كه ريز ميان وخيلي بامزه ان.........تازه بايد يه افشاگري هم بكنم كه آرام با ديدن من چي گفت؟
واييييييييييي آزي من فكر مي كردم تو سفيد پوست باشي.........كه اين حرفش براي من خاطره شد وكلي خنديديم واينقدر ما گفتيم فكر كرد من ناراحت شدم ........وبهش گفتم يادم باهه كه قراره بعدم رو باهات تو زمستون بذارم دي: چون زمستون ها نسبتا روشن ترم
موضوع جالب بعدي انتخاب غذاي آرام بود ومن ورئيس مخصوصا همراهيش كرديم كه ببينيم آرام چي مي خوره؟
با انتخاب هاي آرام مطمئن شديم كه خودشه........حالا در عكس مي تونيد ببينيد.........خيار وماست اولين انتخابش بود واينم بگم كه آرام از مزه كاراملش اصلا خوشش نيومد وكلا هم فقط براي اينكه كمكي به رئيس رستوران كرده باشه پول پرداخت كرد كه اين خير خواهيش منو تحت تاثير قرار داد.
باز هم مي گم جاي همه خالي رخي...........دكتر سارا كه زنگ زد وبا انار هم صحبت كرد......ديانا كه مابه يادش بوديم ويكي از موضوعات مورده بحث غيبت صغراش بود......آلبالو كه من خودم خيلي نديده دوسش دارم ودلم ميخ واست باشه...بهار كه سالومه گفت ممكنه بياد و من خيلي دلم ميخ واست ببينمش....ساميا كه فكر مي كرديم بياد ولي نيومد...آرتيميس كه مسافرت بود وبازم جاش خالي بود.........بچه هاي خارجيمون كه ايشالا بيان ومااز نزديك ببينيمشون....همه ديگه الان اسم همه يادم مياد.آهان هستي هم كه كلي به يادش بوديم وخيلي حيف شد كه نتونست هماهنگ كنه وبياد وهستي اينو بدون كه جذبه تو ورياستت حرف نداره وهمه اونايي كه اونجا عضو جام انار بودن اولش از ترس تو نمي خواستن بخورن ولي بعد همه با هم قرار گذاشتيم كه لو نديم همديگرو وراحت باشيم وخيلي ها هم خودشونو اماده عمليات انتحاري اخراج از گروه شدن ولي من چون مي دونم تو خيلي مهربوني ومطمئن بودم كه مي تونم به عفوتو اميدوار باشم حسابي قانون شكني كردم وبه همه اين وعده رو دادم كه بچه ها راحت باشيد چون با بالا رفتن امتياز منفي هممون خنثي ميشه اثر منفيش دي:
چقدر من مي فهمم واقعا!
خلاصه كه خوش گذشت وجاي همه خالي...بازم ازين برنامه ها خواهيم داشت.
در مورده انار هم بگم كه واقعا گذشته از شوخي دختر خيلي ماهيه.خانم وساده .صداي خيلي نازي هم داره وحتي سخنران خيلي خوبي هم هست علاوه بر شيرين كاري هاي زيادي كه هممون ازش سراغ داريم.من كه خيلي خوشحال شدم از ديدنش هرچند كه منو پرت كردن سرميز وخيلي توي بحث هاي جدي نبودم وداشتيم با آرام وشانه وسيب اين ور شلوغ بازي در مياورديم.
ديگه خسته شدم.چقدر زياد شد.
ديگه نميخ ونمش كه اديت كنم.اين متن رو في البداهه تقديم مي كنم به همه كسايي كه بودن ونبودن ولي جاشون خالي بود پيش ما...
يه دوست عزيز جاي شما هم خالي بود.دوست دارم افتخار آشنايي از نزديك شمارو هم داشته باشم.
آزي پروزن شكموي موفرفري انارستاني
 
*در واقع بانوي ما كرم پوش بود براي درك موقعيت روحاني ومعنوي اين شخص براي انارستاني ها ما همه ايشون رو سفيدپوش ديديم.
پ.ن:تازه من يه گل هم از طرف خودم وهمه به خاطر زحمات دكتر انار تقديم كردم كه در گزارش تصويري خواهيم ديد.
پ.ن2:بچه ها انار فكر كنم از ترس گشتي ها اينقدر مانتوش گشاد بود كه من خيلي نتونستم ببينم چي به چيه؟البته يكي دوبار چراغ زد برامون ولي فرصت نشد خيلي برانداز كنم حالا توي جلسات بعدي ميام مي گم انار چي داره؟چي كم داره ؟چي زياد داره؟دي:

جام انار/6

 

سحري
1گز(10گرم)-30 گرم كورن فلكس-نصف ليوان شير-1.5گردو-1خرما-چاي-30 گرم انگور=320
 
افطار=آب-10 قاشق برنج-خورش قيمه وقارچ-سيب زميني-سالاد شيرازي=750
خورده خوري=20 گرم انگور-1قاشق ژله-يه گاز نون خرمايي=60
كالري مصرفي=1130
ورزش=30 دقيقه پياده روي در منزل
خيلي روز سختي بود.خدا به داد برسه با روزه واين روزهاي طولاني.دلم خيلي چيزها ميخ واست بخورم ولي نخوردم ديگه وبه جاش ورزش كردم كه سرمو گرم كنم وگول بخورم
فقط آب خوردم.
آب=8ليوان فعلا
فردا هم كه گرد هماييه انارستاني هاست ومنم كه روزه در محل حاضر ميشم وميخ وام پيشاپيش بگم كه من وقتي گشنم باشه ساكت ميشم وهنگم تا غذا بخورم وبه زندگي برگردم دي:
پ.ن:خيلي عجيبه كه دل آدم براي كسي كه از خارج رفته به يه خارج ديگه مسافرت تنگ بشه يهو.حتي با وجوده اينكه اون آدم به همون اندازه در دسترسه ولي همينه كه مي گن كار دل حساب كتاب سرش نميشه ومنطق پنطق نوفهمه.يه شكلك داره توي مسنجر جديد يه گل آفتابگردونه بعد با چشم وابرو بعد كه روش كليك مي كني هي ميگه دوسش دارم بعد گلبرگاش ميريزه ميگه دوسش ندارم....من عاشق اين شكلكم چون مثل منه كه هنوز نمي دونه دوسش داره يا دوسش نداره يا دوسش داره يا عاشقشه؟يا هيچكدام

جام انار/5

 

صبحانه
40 گرم نون بربري.يه ذره كره وآب مربا-پنير-2گردو-1خرما-1ليوان چاي=230
نهار
سالاد من در آوردي.(2.5 تخم مرغ آبپز-كاهو-1گوجه-2تا باميه-1قاشق روغن زيتون-نصف ليمو ترش-1قاشق بالزاميك)-20 گرم نون=450
عصرونه
50 گرم انگور-7تا باميه سرخ كرده=100
شام
1ليوان شير-3ساقه طلايي-1گردو=250
كالري مصرفي=1030
ورزش=1ساعت شناي آزاد(33تا طول يعني 1كيلومتر و89متر)
خيلي خودمو كنترل كردم كه نخورم.توي استخر وسوسه شدم ازين هات داگ ها بخورم كه شانه بسر مي دونه چه جوري به ادم چشمك ميزنه.ولي نخوردم.
فردا هم روزه مي خوام بگيرم

جام انار/4

 

صبحانه
60 گرم نون-كره-مرباي آلبالو-چاي=210
نهار
1پياله سوپ سبزيجات-3قاشق سالاد(لوبيا چيتي.روغن زيتون.بازاميك.فلفل دلمه اي تخم مرغ آبپز)-نصف كباب كوبيده-6قاشق برنج=750
كالري=720
عصرونه
1/4 هلو-1تكه هندونه
شام
3قاشق سالاد ماكاروني-3قاشق ميرزا قاسمي-3قاشق برنج-نصف سيخ جوجه-60 گرم نون=850
چاي-يك تكه نون خرمايي=50
كالري مصرفي=1700
عصر مهموني بوديم ومن سعي كردم كه كنترل كنم خودم رو.ناخنك زدم تازه از همه چي و.اين شد.واي كلي عقب موندم از بچه ها.فردا يه ورزش حسابي بايد بكنم.كاشكي بتونم بخوابم كه صبح پاشم برم استخر.
كاشكي

جام انار/3

 

صبحانه
30 گرم نون-پنير-2گردو-1خرما-يه مشت كورن فلكس خشك دي:=200
ميان وعده
يه كم انگور-1شليل=150
نهار
12 قاشق باقالي پلو-دوتكه گوشت-سالاد كاهو(نصف قاشق روغن زيتون-ليمو ترش-بالزاميك-يه كم سس فرانسه)-سه قاشق ماست پرچرب=950
عصرونه
30 گرم كيك-چاي-بستني(2قاشق شكلاتي-1/3 سنتي)=320
ديگه اصولا نبايد شام مي خوردم.ولي وقتي اومدم خونه يهو يه موجه افسردگي منو در بر گرفت.هميشه وقتي عصر از مهموني ميام اونم شبه جمعه وخونه هم خلوته اين جو منو مي گيره.براي همين غذا خوردم الكي
شام
5قاشق سبزي پلو-يك تكه ماهي=400
كالري مصرفي=2120
من 700 كالري اضافه خوردم كه بايد توي روزهاي آينده جبران كنم.يعني از فردا كالريم بايد 1200 باشه.جبران مي كنم

جام انار/2

 

صبحانه
35 گرم نون-پنير-1گردو-1خرما-1ليوان چاي=180
نهار
2كوكوسبزي-گوجه-60 گرم نون-1قاشق مايونز-يه كم سس قرمز=600
عصرونه=
چاي-1خرما-100 گرم انگور=120
شام
نصف كباب كوبيده-1تكه جوجه-سالاد –نصف قاشق روغن زيتون-1كوچولو بالزاميك-ليمو ترش-يه كوچولو مايونز-30 گرم نون=400
يه ذره چرند پرند=100
كالري مصرفي=1400
گشنمه...بازم كلي مي تونم بخورم.اومدم شير بخورم شام شانس من شير خراب شده بود L
برنامه اردك آبي مون هم كنسل شد وحالم گرفته شد.به جاش فردا خونه دوستم نهار دعوتم وكلي دوستامو ميبينم وبرنامه مفرح وفيلم عروسي قراره ببينيم دي:
من لاغر ميشم.يعني بايد بشم

جام انار/1

 

صبحانه
يك ليوان نسكافه-1ساقه طلايي=100
ميان وعده
نهار
1كباب كوبيده-يه تكه جوجه-12 قاشق برنج-سالاد كاهو-نصف قاشق روغن زيتون-1قاشق بالزاميك-يه كوچولو ته ديگ=1000
عصرونه
سيب(100گرم)-يه كوچولو كورن فلكس-يه كم شير كم چرب=120
شام
1ليوان شير كم چرب-2ساقه طلايي-نصف سيب-يه كوچولو كباب ونون=220
كالري مصرفي=1440
ورزش=45 دقيقه پياده روي در منزل
آب:12ليوان
آخيش به خير گذشت.بچه ها من امروز رسما گشنگي كشيدم حتي با وجود اون نهار ولي الان واقعا دلم غذا مي خواد.تازه كلي از جلوي رستوران كافي شاپ آب انار بستني گذشتيم ومن هي آب دهنم را افتاد وهي با حسرت بو كشيدم وچشمامو بستم وآب دهنمو قورت دادم.
تازه امشب يه آدم معروف وبلاگي ديديم دي: آخي فك كن....................
خوب با شروع جام انار بايد عرض كنم خدمتتون كه براي كم كردن نيم كيلو در هفته وكاهش روزي 500 كالري من بايد با فعاليت معمولي وورزش 3روز 1500 كالري بخورم.
شاهكار امروزم:در حالي كه برق رفته بود يك عدد آزي با انگيزه با يك عدد آيپاد كه 590 تا آهنگ دمبولي ديمبول توشه در يك فاصله جنقلي اينقدر رفتم واومدم كه شد يك ساعت وبراي اينكه توقفمو براي برگشت ورسيدن به ايستگاه كم كنم زدم 45 دقيقه.........ياده يه برنامه اي افتادم از رهبر فقيد انقلاب كه دخترشون مي گفتن ايشون روزي نيم ساعت تا يك ساعت در حياط قدم مي زدن وفكر مي كردن وتوي اون تايم كسي نبايد مزاحمشون ميشده يا اگر هم مي شده بايد در طول مسير حرفهاشونو مي زدن ....برام جالب بود كه اينقدر غرق بودم كه اصلا احساس نكردم كه كجا دارم پياده روي مي كنم.فقط مامانم كه از پايينه پله ها هي رفت وآمد من رو ديده بود بعدن گفت كه نگرانم شده بوده كه نكنه بازم قرص نارنجي هامو نخورده باشم دي:
پ.ن:ديانا روزي كه صحبت از ورزش در منزل زدي اصلا برام همچين چيزي قابل تصور هم نبود ولي امروز ديدم كه خيلي كارا ميشه كرد همين جا...ممنون

55

 

صبحانه
30 گرم نون-پنير-نصف گردو-1خرما=140
ميان وعده
100گرم انگور=100
نهار
3تا كوكو سيب زميني-گوجه-40 گرم نون=630
عصرونه
2تا انجير=40
شام
سوسيس تخم مرغ-سالاد كاهو-1قاشق روغن زيتون-بالزاميك-25 گرم نون=770
كالري مصرفي=1680

هوووووووووووووراااااااااااااااا

 

صبحانه
شير قهوه-20 گرم نون-پنير=200
ميان وعده
يه كم انگور=40
نهار
12قاشق شويد پلو-مرغ-سالاد شيرازي-يه كم ژله=950
عصرونه
5تا اسمارتيز-چاي-1خرما=70
شام
يك تكه ته چين-چند قاشق خورشت باميه=250
1موز-1خرما-2گردو=200
كالري مصرفي=1690
امروز خيلي خوردم بازم خوبه كالريم اينقدر شده.از صبح كلي راه رفتم.چه خبرهاي خوشي
انار هم دكتر شد چه خوب.خدا قسمت كنه
رفتم آرايشگاه بعد از مدتها يه صفايي به جمال دادم.موهامم صاف كردم كه بازتاب هاي مختلفي تا حالا داشته ولي خودم اصلا با موي صاف احساس خوبي ندارم.همش احساس مي كنم عين اين دختر سوسول ها شدم.منتظرم صبح شه برم دوش بگيرم.الان بابام ميگه اينجوري بهتره.چي ميشه هميشه اين شكلي باشي به جاي اين آشغال هايي كه مي مالي همش به كلت دي: بعدم مي گه:خيلي سخته؟گفتم بله پدر جان. دم به دقيقه بايد دستم سشوار باشه مي دوني پول برقمون چقدر مياد ؟ دي:
 
*آشغال =انواع:ژل-موس.ماء الشعير.تافت دي:

ميتينگ 83

 

صبحانه
20گرم نون-پنير-نصف گردو-1خرما=110
ميان وعده
يه كم انگور=40
نهار
4كتلت-60 گرم نون-گوجه-يه قاشق ماست-يه فنجون آش رشته-يه ذره سس سفيد=1250
عصرونه
چاي-1خرما-4قاشق بستني وانيلي-1كتلت-10گرم نون-گوجه=450
شام
يه پياله ماست پرچرب-10 گرم نون-يه گاز خربزه-1ليوان شير كم چرب-3ساقه طلايي=350
كالري مصرفي=2200
ورزش=1ساعت شنا
يعني من امروز مثل يك فيل غذا خوردم

Tracker