سه قاشق حليم بادمجون-40 گرم نون-چند پرسبزي-گل كلم آبپز-يه ذره مايونز-يه ذره كره=600
چاي-40 گرم كيك شكلاتي=200
چاي-يك نون خرمايي=100
1130=كالري مصرفي:
ورزش:نيم ساعت پياده روي
قرص ويتامين:بله
هشت ليوان آب:بله
با اين همه كيك واينا چون الان دلمم پره فكر مي كردم كالريم خيلي بيشتر از اين حرفا ميشه.امروز سحر تنبلي كردم والكي گفتم سيرم وپانشدم وبه چنان حالي وسردردي افتادم كه فقط خوابيدم وهنوزم سرم درد مي كنه وديگه الان ميرم قرص مي خورم.از فردا مي خوام يه قسمت طراحي هم به برنامه هام اضافه كنم كه موظف كنم خودم رو به انجام دادنش.مي خوام مه سعيم رو بكنم ديگه نتيجه خيلي مهم نيست.اگرم نشد سال ديگه.ولي بايد تلاشمو بكنم.همه ان سالها از اين ترسيدم كه برم امتحان طراحي بدم وبه خاطر همين كنكور ودرس خوندنو به تعويق انداختم ولي ديگه مي خوام اين ضعفم رو از بين ببرم.اتفاقا من خيليم طراحي رو دوست دارم ولي از بس خودمو با دوستام كه خيلي حرفه اين مقايسه كردم نااميد شدم ولي از وقتي رفتم كلاس وديدم كه خيلي بدتر از من هست اميدم بيشتر شده.
Posted By: azy
Comments to this post:
09/16/2008 11:31
آزی تو که هی داری مرحله به مرحله گل می کاری که!. دمت اساسی
وای من بالاخره موفق شدم بیام اینجا! از کلک فندقی استفاده کردم برای آدرس. اولاً که یک عالمه تبریک :* بعد هم تو موفق میشی من مطمئنم. سوم اینکه کیک شکلاتی بی بی؟! آی هوار! من هم میخواااممممممممم
یادم نبود تو اون خانوم مربوطه رو میشناسی :)) ای عامل نفوذی
وای من اگه تا ماه رمضون سال دیگه هم دانشگاه قبول بشم هم لاغر بشم دیگه هیچی تو دنیا نمیخوام
آزی جان این پیشنهاد پیاده رویت جدا حرف نداشت چون هم باعث میشه که من به هوای اون خیلی به غذا حمله نکنم تا سنگین نشم، هم بعدش اشتهام خیلی کم میشه دیگه زیاد خورده خوری نمیکنم هم اینکه بالاخره یه مقدار کالری میسوزونه دیگه
من ایشالا بعد از ماه رمضون دوباره برمیگردم سر رژیمم ولی این دفعه میخوام سرعت کاهش وزنم رو خیلی کمتر کنم. حالا که دیگه چاقیم از اون حالت وحشتناک و خطرناکش دراومده دیگه خیلی نگران نیستم فکر کنم اگه آرومتر وزن کم کنم بهتر و پایدارتر باشه همون تا ماه رمضون سال دیگه اگه بتونم خیلی خوب میشه اونوقت کل انارستان رو یه افطاری دعوت میکنم
آزی سلام ببین با حرفی که در مورد هرم زدی من رو کاملا خجالت زده کردی . چون یه مدت رعایت کردم بعدش دوباره چون سخت بود ولش کردم . حالا مونده بودم از رودروایسی تو هم که شده صداش رو در نیارم و دوباره شروع کنم یا اینکه اعتراف کنم . نهایتش این شد که تصمیم گرفتم اعتراف کنم که فعلا از سیستم هرمی اومدم بیرون آزی . بعدش هم از روی من سعی کن تقلب نکنی چون من خیلی هله هوله خورم . حالا شاید این روش دیانا برای پول دور ریختن یه کمکی به پیشرفت برنامه ام بکنه . می بوسمت آزی جون . توی طراحی هم حتما موفق می شی نگران نباش .