هله هوله خوری
آدم دقیقا نمی دونه از کی شروع می شه. درست بعد از چند وقت که حسابی از عادت هله هوله خوری افتادی و خورد و خوراکت درست می شه یهو و بی خبر دوباره همه چیز شروع می شه... شاید شروعش یه مهمونی باشه یا یه قرار توی تریا و یا یک مسافرت چند روزه... بهر حال دوباره اون آت و آشغالهای رنگ و وارنگ با طعم و مزه های مختلف و عجیب و غریب که توی پاکتها و بسته های رنگی با مزه ای پیچیده می شن دوباره از پشت ویترین مغازه بهت چشمک می زنه و تو در ابتدا با کمی مکث و دو دلی و بعد ها با علاقه و اشتیاق اونها رو می خری. عجیبه که درست از همون موقع هم خوردن میوه و سبزی و شیر کم چرب و غذاهای سالم کم می شه. انگار این دو تا موضوع با هم نسبت عکس دارن!
بهر حال من امروز سعی کردم که به هدف دیروز برسم. ر نتیجه بجز دو قاشق مرباخوری بستنی وانیلی و 10 تا دونه پسته خام چیز دیگه ای که جزء هله هوله جات باشه نخوردم. بد نبود... راضی ام. غیر از اون هم 20 دقیقه بعد از ظهر و 1000 قدم هم یک نوبت دیگه پیاده روی کردم.
هدف چهارم:
فردا 3 لیوان شیر کم چرب می خورم.

