...!
شب ساعت 7 رسیدیم خونه، ولشت جای بسیار زیبایی هستش اگه ...
جونم براتون بگه که من و دوستم ، و دختر عمه ام شب توی چادر خوابیدیم و همسرم و همسر دوستم هم بیرون چادر جلوی ورودیش... ما که توی چادر بودیم متوجه شدیم که سرو صدای پا میاد ، نگاه کردیم اما چیزی ندیدیم. حدود 5/1 ساعت بعد من احساس کردم چیزی از بیرون چادر به تنم خورد و بعد یه انگشت روی پنجره اش دیدم...همسرم رو که صدا زدیم و بیرون اومدیم کسی نبود ولی شیشه ماشین شکسته بود و مقداری پول و وسایل دیگه دزدیده شده بود. خلاصه با این پذیرایی که البته تقصیر از بی احتیاطی خودمون هم شد، مقداری حالمون گرفته شد از 3 تا صبح هم که دیگه نخوابیدیم. برنامه غذایی دیروزم پر از اضافه خوری و هله هوله بود ولی امروز رعایت کردم.
زیاده عرضی نیست!

