اوکی من نمیدونم چرا اون یکی وبلاگ مشکل داره اما فعلا امتحانیاینجا میتینگ رو برگذار میکنم که ببینم اصلا این نوشته رو نشون میده یا نه. من دیشبرفتم خودم رو وزن کنم اما به خاطر هوا بسته بود. حالا دوباره امشب میرم. ایشالا کهخیلی زیاد نشده. میشه یکی آدرس لوگ کل گروه رو بذاره اینجا؟ ممنون. من برمیگردمامروز میخواهیم یه مقادیری راجع به گروهمون تصمیمات بگیریم واسه همین همتون بایدحسابی شرکت فعال کنید. فعلا بیایید یه چند تا نظر بذارین که جلسه رسمیت پیدا کنه منخوشحال بشم.(باید با اکسترا پوند اکانت داشته باشید- شرمنده زحمت میشه برای بعضیهاتون)
نا تکمیل یک.میشه من یه کمی غر بزنم؟ تمامزندگیم به هم ریخته . الان دو هفته است که ندویده ام. از تورنتو که اومدم گفتم میرممیدوم. فرداش اینجا یک بارونی اومد که چشمتون روز بد نبینه...سیل همه جا رو ورداشت. یعنی سیل که میگم چاخان نیست ها. رودخونه از دو طرف طغیان کرد و آب تا پائین پلههای خونه آمده بود. غازها و اردکها همینجوری روی آب کنار ماشینهایی که زیر آب تویپارکینگ مونده بودند شنا میکردند...دو روز طول کیشد آب بره پائین اما هنوز تو خونهآب گرم نداریم. نه میتونم لباس بشورم و نه حمام برم. فردا دارم جمع میکنم میرمایتاکا. دلم شور مسابقه ده روز دیگه رو میزنه. میترسم نتونم انجامش بدم. خیلیاحتیاج به تقویت روحیه ام دارم. وزن هم نتونستم خودم رو بکنم. دیروز که تعطیل بود وامروز هم واسو کار داشت و منم فردا میرم ایتاکا که میتینگش دیگه گذشته. اوف! خیلیناپرهیزی نکرده ام این چند وقت اما دلم برای اون حال بعد از ورزشم تنگ شده. فرداحتما رسیدم میرم ورزش....آخی! راحت تر شدم غر زدم. مرسی گوش کردین. شماها خوبین؟میشه هرکس توی وبلاگ خودش خبر بده میتینگ اینجا تشکیل شده؟ من دوباره برمیگردم. تابیست و چهار ساعت دیگه. کسی بلده فونت اینجا رو درست کنم و راست به چپش کنم؟میبخشید اومدم توی میتینگ غر غر شخصی کردم.
اینجا کامنتهای شما رو میخوره؟! من فقط یازده تا نظر میبینم. یهدونه وبلاگ توی بلاگ اسپات درست کنم به گمانم و میتینگ رو ببرم اونجا. گرفتاریشدیم ها!
نا تکمیل دو :خوب برق اون وبلاگ من اومد اما مبتینگ رو همینجا برگذار میکنم واسه اینکه اون یکی ظاهرا برای بعضی ها فیلتره. بعد هم من تازه دارم کار کردن با این وبلاگ رو یاد میگیرم گفتم دیگه اسباب و اساسمون رو دوباره جمع نکنیم. نکته آخر هم اینکه اگه میخواهید نظرات رو ببینید باید برین ته ته صفحه و روی شماره های صفحه های بعدی کلیک کنید.
تکمیل یک: خوب من تصمیم گرفتم که فعلا تا اطلاع ثانوی اینجا بنویسم واسه اینکه اون وبلاگ حداقل برای دو نفر از اعضای گروه فیلتره و من دلم میخواد همه بتونند شرکت کنند. برای اینکه بتونید نظر بگذارید باید برای خودتون یک اکانت باز کنید که دیگه شرمنده اگه باعث زحمته. یه کپی هم میذارم توی وبلاگ اولیه اما شما از این به بعد سعی کنید اینجا نظر بدید که همه بتونند ببینند.
خوب موضوعی که من دلم میخواد الان راجع بهش صحبت کنیم نظم دادن به این گروه هست.اگه یادتون باشه چند وقت پیش گفتم که دلم میخواد بتونم این وبلاگها رو همه رو دات کام کنم و بیارم زیر مجموعه یک وب سایت. در همین راستا با یه طراح وب سایت هم صحبت کردهام اما در مورد این وبلاگ رژیم هنوز جوابی بهم نداده. هفته ای که گذشت با غزل ایمیل زدیم و به این نتیجه رسیدیم که تا طرف جواب رو بده و طراحی رو بکنه بهتره که ما کار جمع اوری مطالب رو شروع کنیم. اینجوری تیکه تیکه مطالب دسته بندی میشه و وقتی وب سایت آماده شد خیلی ساده فقط منتقلش میکنیم. در ضمن اینجوری مطالب برای اعضای جدید مرتب تر هستند و اعضای قدیمیتر میتونند به صورت سیستماتیک تجربیاتشون رو با جدیدها تقسیم کنند. ما فکر کردیم برای شروع دوتا کار انجام بدیم. اول اینکه برای گروه اسم انتخاب کنیم. یه اسمی که ایجاد انگیزه کنه و مفهوم این دور هم جمع شدن ما رو برسونه. یه اسمی که همه اعضای فعلی باهاش توافق داشته باشند. میتونیم چند تا رو انتخاب کنیم و به رای بذاریم(اگه خیلی خلاق بودیم) یا اینکه همینجوری به یه نتیجهای برسیم. اما من خودم فکر میکنم انتخاب یه اسم برای گروه ایجاد انگیزه میکنه و چون قراره یه وب سایت منظم داشته باشیم و مطالب رو طبقه بندی کنیم و مرتب اعضای جدید به گروهمون اضافه میشند هرچی نظم بیشتری داشته باشیم بهتره.
دوم اینکه در راستای دسته بندی مطالب فکر کردیم برای هر دسته بندی یه وبلاگ جدا فعلا بزنیم و اونجا مطالب رو مرتب کنیم. با هم فکر کردیم مطالب مربوط به اشپزی از همه واجبتر و جالبتره و همه هم میتونند توش شرکت کنند. میتونیم یه وبلاگ گروهی بکنیمش که یه نفر مسئولیت نظم دهی به مطالب رو به عهده بگیره(غزل خودت حوصله داری؟). مثلا من پیشنهاد میکنم حداقل بخشبندی های موضوعی در مورد جداول کالریهای غذا در ایران و تقسیم بندی بر اساس میان وعده و وعده اصلی(شام و ناهار) و صبحانه باشه. بعد حالا توی وعده اصلی سوپ و خورشت و پلو و اینا رو نمیدونم میشه جدا کرد یا نه. یا میتونیم بر اساس کالری هم تقسیم بندی کنیم اگه هرکس همت کنه و دستور غذایی رو که میده کالریش رو هم تخمین بزنه. برای پستها هم فرمت خاصی رو باید تنظیم کنیم و همه طبق همون فرمت بنویسند که منظم باشه. نظرتون چیه؟
Posted By: anar
Comments to this post:
04/17/2007 10:22
meeting
سلام انار جون من اولين نظر رو می گذارم تا ميتينگمون کم کم شروع بشه،من اين هفته هم دوباره يک کيلو کم کردم اما نمی دونم چرا حدس می زنم به خاطر دوچرخه سواری مفصل بوده البته خوشحالم که کم شده فکر کنم ده درصد اوليه رو کم کردم،ديگه اينکه فکر می کنم راجع به استرس هم يه کم حرف بزنيم بد نيست چون من ديدم اکثر دوستان اين مشکل رو دارن که موقعی که استرس دارن بيشتر از حد می خورن من يه مطلب جالب و آسون راجع بهش تازه خوندم بايد همت کنم خلاصه ترجمه اش رو بگذارم فکر می کنم اگه به کل مکانيزمش آگاهتر باشيم بهتر هم مديريتش می کنيم،اميدوارم که وزنت هم زياد اضافه نشده باشه و زودتر هم به فرم ورزشت برگردی.
من همت کردم يه مقداري از مطلب مربوط به استرس رو نوشتم، شايد برای ديگران تکراری باشه نمی دونم اما به من که خيلی کمک کرد که بفهمم چرا واقعا بايد برای از بين بردن اثرات استرس ورزش کنم تا تو دور باطل نيفتم
منم اومدم. خوب شد به وبلاگ اصلی انار سر زدم. فعلاٌ که با این بلاگرولینگ خراب و مشکل وبلاگ اصلی درست انگار شمع دستمون بگیریم و توی تاریکی بریم خونه همدیگه! از خودم بگم که چون توی یک هفته گذشته شدیداٌ مریض و سرما خورده بودم نه ورزش کردم و نه وبلاگ رژیمم رو نوشتم ولی توی خورد و خوراک سعی کردم درست رفتار کنم و وزنم الان شده 52 کیلو یا 114.4 پوند که فکر کنم یک مقدار هم کمتر باشه ولی چون ترازوم عقربه ای هست من همون رو ملاک میگیرم. تقریباٌ 1.1 پوند بیشتر با وزن هدف اولیه ام فاصله ندارم و امیدوارم از شنبه هم دوباره برم باشگاه و ورزش رو مجدداٌ شروع کنم
نوا جان تبریک میگم خیلی خوب روی دور کم کردن وزن افتادی و بیشتر از اون تبریک که انقدر عالی ورزش میکنی. مطلب استرس رو خوندم واقعاٌ مفید بود. دستت درد نکنه
http://spreadsheets.google.com/pub?key=pbGZ6qn9IffOKZHNiPhHYDg سلام. می بینم که بساط میتینگ اینبار هتل اکسترا پوند برقراره. لینک رو اون بالا گذاشتم انار جان. من نصف پوند کم کردم. سرعت به شدت پایینه. ولی نکته مثبت اینه که هم لباسام واسم گشاد شده. و من خیلی خوشحالم. قبلا هم این وزن رو بودم و لی سایزم خیلی کمتر از قبلنا شده:)
خب من هنوز نمي دونم بايد چيكاركنم. چطوري شروع كنم و چطور باهاتون هماهنگ بشم.اصلا از كجا و كي شروع كنم. رژيم خاصي وجود داره؟ يا هركسي براي خودش رژيم ميگيره؟
من هم به عنوان یک تازه وارد رسمی و آشنای قدیمی با همتون !!!! به همه سلام می کنم . مخصوصاً انار خانوم و رقی عزیزم که امروز خیلی بهشون زحمت دادم . رقی انصافاً حق دوستی را تمام وکمال به جا آوردی . مخصوصاً با نامه ی آخری . من مطمئن هستم با بودن در کنار شما می تونم یکی از نقطه ضعف های اصلی ام رو که همون اضافه وزنی از بین ببرم . نقطه ضعفی که خیلی از نقاط قوت منو تحت الشعاع قرار می ده . شاید اگر این اضافه وزن رو که نتیجه ی ول کن باباهای گذشته و کی مرده و زنده های مذبوحانه ی 12 سال گذشته اس رو نداشتم امروز نقطه ی اوج و اقتدار من خیلی بالاتر از امروز بود . از اینکه با یک گروه همراه هستم خوشحالم
من 300 گرم اضافه كردم..البته احتمالا به خاطر مسئله ماهيانه است و موجه....دلم ميخواست اين هفته برم زير 95...سه روزه لب به برنج نزدم.........كه ديگه نشد ديگه
ممنون انار جون که میتینگ رو اینجا راه انداختی من وزنم از هفته پیش ثابت مونده ولی این واسه این مدت که شدیدا استرس دارم یک نکته مثبته چون برعکس گذشته به خوردن پناه نبردم و تنها اثر منفی این استرس رو خوابم بوده .ورزش رو هم خیلی جدی دنبال میکنم الان رو روز دوم هفته 5 رو برنامه دویدنی که لطف کرده بودی تو وبلاگت گذاشته بودی هستم و هر روز میرم جیم چون میدونی که این روزا نیویورک هوا خرابه وروزایی که روز راه رفتنمه با دستگاه هم کار میکنم .
بانوا جون موافقم خیلی ورزش رو کنترل استرس موثره بیش از اینکه آدم انتظارشو داشته باشه کمک میکنه من که خیلی خوشحالم که دوباره ورزش جزیکی ازمهمترین چیزها تو برنامه روزانم شده وگرنه مطمئنم نمیتونستم رو دایتم هم بمونم.
سلام به همه بروبچز باحال ( نوز در جوزدگی ایران هستم!)
من داشتم دق میکردم که از این هفته که باز من میخوام شروع کنم وبلاگت ریخته به هم. حالا کلی ذوق مرگ شدم.
خب دوستان بنده در اثر ایران رفتن و اینکه نتونستم هیچ رقمه جلوی شکمم رو بگیرم1.8 اضافه کردم. راستش رو بگم می ارزید. چون دیگه کو تا من به اون همه خوراکی خوشمزه برسم. حالا باز یه برنامه دارم که برای تولد یک سالگی سام برسم به همون وزنی که دلم میخواد.
انار جون تو هم نگران گوشتهای و چربی های سوغات سفر نباش که می ارزیده. مهم این ه که راهش رو پیدا کردیم و دیگه اجازه نمیدیم همین یکم اضافه شدن ها باعث موندگاری چربی ها بشه.
به بقیه بچه ها هم اونهایی که این مدت کم کردند و خوب ورزش کردند تبریکات و کف و سوت و اونهایی هم که نکردند بگم همین که دارید سعی میکنید عالی ه و وقتی بعد از یه مدت نتیجه اش رو ببینید میگید همه اون دردسر ها و پرهیز کردن ها می ارزید.
سلام.خوشحالم که اینجا جمع شدید.کلی احساس بچه سر راهی ها رو داشتم آخه انار جون از هفته قبل به من گفته بود که برام دعوت نامه میفرسته وقرار بود من یاد آوری کنم منم هی میومدم اونجا یادآوری می کردم بعد وقتی دیدم اون جا دیگه باز نمیشه فکر کردم از دستم خسته شدید منو گذاشتید سر راه ورفتید.الان خوشحالم که پیداتون کردم.پس بازم یاد آوری من عقدة ستاره وجایزه دارم اونم ازیناش ازون رنگیاش.
باکمک نواجون یه تغییرات خوبی توبرنامه غذاییم دادم که رژیم از حالت یابویی دربیاد(یابویی روشیه که معتادارو میبندن به تخت ومثل تو فیلم ها یهو بعد از یه هفته خوب وسالم میشن وبرمی گردن پیش خانواده)ولی الان دیگه مقدار کالری های مصرفیم رو بردم بالا.البته دیروز کمی بی جنبه گی کردم.پس انار خانم باز هم یاد آوری من از اون بچه تخس هام که اگه نخواد کسی منو ببینه میرم تو چشماش
درسته كه من يه روز دير اومدم چون نمي دونستم ميتينگ اينجاست اما انار جونم من رژيم رو با ديدن وبلاگ تو شروع كردم و از همه بچه ها و وبلاگشون هم انرژي گرفتم و تا الان هم سه كيلو كم كردم ! تازه لوگ وزن هم درست كردم كه آدرسش رو مي دم
باید مطلبتو تايپ کنی بعد که تمومم شد کلش متن رو سلکت کنی بعد روی گزینه راست چين بالای کادر کیلیک کنی . وگرنه اگه از اول اون گزینه رو انتخاب کنی اصلا عمل نمی کنه . در وبلاگ رژیممون به اینجا لینک بدیم کافیه دیگه ؟ من همین الان اینکارو میکنم . فکر کنم مثل اتفاقی که برای من افتاده بود برای تو توی بلاگفا افتاده بهشون ای میل بزن که اطلاعات رو ری استور کنن برات . اخه اون تو چیزی نبود که بخواد مشکل ساز بشه . موفق باشی .
انار جون اينجور که پيداست ابر و باد و مه و خورشيد و فلک در کار بودن تا نگذارن تو ورزش کني، ديگه براش حرص نخور چون از دستت خارج بوده، شايد هم بهتر شده که اين هفته نتونستی خودت رو وزن کني، چند روز تا ميتينگ بعدی وقت داری دوباره دويدن رو شروع می کنی تغذيه ات هم به روال معمول بر می گرده و ميتينگ بعدی می بينی که هيچ اتفاق بدی نيفتاده، غر زدن هم جاش همينجاست ما گوش می ديم
مرسی از رقی عزیز که بهم خبر داد میتینگ اینجاست.من وزنم خیلی به سختی رو به کاهشه.البته به قول خواهرم نیم کیلو کم شدم و دو کیلو هم زیاد نشدم پس می شه دو کیلو و نیم!!
I've gained 0.8lb last week, after my long weekend travel and eating pizza and nachos and lots of other bad things;-) this week I'll try to get back.
Anar jan, once i read that there is a blog service (worldpress) that is easy to migrate to. You might want to check it out to have a backup of your blog for rooz e mabada!
انار جون چه اشکالی داره خوب این همه تک تک ما اومدیم اینجا و حرفامون وگاهی غرغرامونو زدیم و تو و بچه های گروه گوش کردید خوب تو هم حرفتو بزن خانوم امیدوارم زودتر برنامه رو روال نرمالش برگرده این بارون ویکند خیلی ناجور بود
راستی مثبت باش و ادامه بده و فکر اینکه نتونی اون مسابقه ده روز دیگه رو اون جور که باید انجام بدی نباش فقط سعی کن تلاشتو تو این ده روز بکنی زیاد به نتیجه و ده روز دیگه فکر نکن مطمئن باش موفق میشی همین الان هم موفقی چون شرکت کردی وهمین یه قدم خیلی مهمه.
من تازه از طریق اون یکی بلاگ انار فهمیدم این هفته میتینگ اینجا برگزار میشه.
من هم با تغییری که در برنامه ام ایجاد کردم دارم کوچولو کوچولو از این پلاتوی طولانیم میام بیرون و دارم میلی گرم میلی گرم کم میکنم.
دیروز روی ترازوی شرکت شده بودم 117.2 پوند که معادل 52.9 کیلوگرمه... یادتونه قبل از سفرم به پکن شده بودم 122.5 پوند؟
تغییر در برنامهء ورزشی بعد از مدتی که بدن بهش عادت کرد خیلی مهمه. برای من شخصا دو هفته استراحت و مرخصی از ورزش هم بی تاثیر نبوده... بدن یک کم تنبل میشه ولی بعدش همون ورزشهای قبلی برای آدم دوباره مشکل میشه و روی بدن تاثیر بیشتری میذاره... ولی خوب این روی من جواب داده نمیتونم برای همه تعمیمش بدم.
دیگه این که سعی می کنم که شبها میزان کمتری نشاسته مصرف کنم (از وقتی مامان اومده بود هر شب برنج می خوردیم با ته دیگ خوشمزه اساسی) ولی این سنت رو شکستیم و اوضاغ بهتر شده.
یکی دیگه این که به دلیل مشغولیت بیش از حد و خستگی ذهنی مدتی بود توی رقص خودم رو به چالش نمی انداختم. یعنی فقط میرفتم که یه تحرکی داشته باشم و توی یک سال گذشته هیچ حرکت مشکلی که نیاز به قوت عضلانی داشته باشه یاد نگرفته بودم و راستش خیلی هم سعی نکرده بودم... ولی حداقل الان تصمیم گرفتم که از اون پلاتو هم بیام بیرون و دارم سعی می کنم... (نتیجه اش اینه که دنده هام از سمت چپ دارن از زور درد می ترکن!!) بماند...
میرم توی وبلاگم خبر بدم که این هفته آدرس میتینگ عوض شده...
سلام به همگی خیلی خوشحالم که می تونم توی میتینگ شرکت کنم چون وبلاگ برای من فیلتر بود . من هم چنان اعلام می کنم وزنم کاهش نداشته در حد 200 گرم و اینها که توی این همه اضافه ورن که من دارم اصلا کاهش محسوب نمی شه نمی دونم چرا من بعد از زایمان دوم ورنم قفل شده و واقعا به سختی پایین می اید من شدید نگرانم چون اگر سنم از 35 بالا بره فکر می کنم دیگه محاله که ورنم پایین بیاد و توی این 4 سال باید به ورن ایده آلم برسم
ببين اینجا کامنتها رو نمی خوره . کامنتها تعداد مشخصی توی هر صفحه نمایش داده می شه این پائیین رو بببین 1 2 3 تعداد صفحه های کامنتهای این پستت هستند اگه روشون کیلک کنی می بینی شون .
توی وبگردی هام به صفحه ی خوبی برخورد کردم و مطالب اونو تو وبلاگم کپی کردم با مراجعه به وبلاگ ببینید اگه جالبه در اختیار بقیه اعضا گروه به نحو مطلوب قرار دهید