Aloocheh

Dr . Kimiagar : 88775727

My Profile

  • Name: Aloochehbanoo
  • City: Tehran
  • Region: Hormozgan
  • Country: Iran

My Weight Loss

Height: 166.0cm
Start weight: 64.00kg
Current weight: 61.00kg
Goal weight: 53.00kg
Lost to date: 3.00kg
Remaining: 8.00kg

My Calendar

22
March '10
< March >
S M T W T F S
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

My Photos

Before After

35

صبح یک لیوان شیر که می شه یک سهم لبنیات

چو مهمون بودم و می دونستم که حتما شیرینی و خرت و پرت خواهم خورد چیز زیادی نخوردم تو خونه بین ناهار یکدونه و نصفی گردن مرغ سوپ رو خوردم و یک دونه پرتقال گنده
تو مهمونی هم مواظب بودم شاید بیشترین چیزی که خوردم اندازه یک استکان پاپ کورن بود و یک دونه ونصفی شیرینی تر نسبتا باریک  یک برش سیب یک پر پرتقال
شام دو تا دونه بازوی مرغ سوخاری شده با یک قاشق پوره سیب زمینی با یک تیکه کوچیک نون و مقادیر زیادی سالاد

صبح بعدش روی ترازوبسيار خوشحال و راضی بودم

34

امروز صبح روی ترازو نیم کیلو پائیین اومده بوم ولی ثبتش نمی کنم و روش حساب نمی کنم  . تا سه شنبه صبر میکنم 

صبحانه
: یک کف دست تافتون اندازه یک بند انگشت کره و یک قاشق مرباخوری عسل
این می شه یک سهم نان یا نشاسته    یک سهم قند و شکر و نیم سهم روغن چون دو بند انگشت کره می شه یک سهم روغن

ناهار :  مثل دیروز یک قاشق تن رو با یک تخم مرغ املت کردم  این می شه کمتر از دو سهم پروتئین چون  یک قاشق و نیم تن ماهی می شه یک سهم پروتئین 
با یک کف دست ونصفی  تافتتون با نصف لیوان ماست  که می شه یک سهم ونیم نشاسته نیم  سهم لبنیات


میوه :یک و نصفی پرتقال که می شه یک سهم و نصفی میوه و به همین اندازه سهم مجاز باقی مانده ام  رو دیگه جا نداشتم نخوردم .

از الان می دونم برای شام کمی بیشتر از یک سهم پروتیئن دارم با یک سهم و نیم نشاسته  و نیم سهم لبنیات


شام : با ناخنک های موقع غذا دادن به باربد یک لیوان برنج پخته که شد دو سهم نشاسته  در حالی که یک ونیم سهم برنج مجاز بود و دو کتلت  که فقط توش گوشت و پياز بود  که فکر میکنم یک سهم و نیم گوشت می شد ...  آخ آخ همین الان نگاه کردم دیدم  یک سهم پروتئین داشتم قاطی کردم وگرنه کمتر می خوردم خب . برنج رو حواسم بود که دارم بیشتر می خورم ولی اینو فکر میکردم مجازم  با یک نصف لیوان ماست که می شه نیم سهم دیگه لبنیاتم
امروز صبح چون شیر نخورده بودم  تونستم اینقدر ماست بخورم .

ریزه خوری : یک دونه گردو درسته که می شه نصف سهم روغن !



ناپرهیزی  آخر شب دیشب یا امروز صبح :  فرجام 4 صبح اومد خونه قبلش هم زنگ زد که گشنمه منم مرغ و پلو درست کردم و  وقتی داشت می خورد نشستم باهاش نصف نصف لیوان  برنج که با مقیاس دکتر کمیاگر  می شه یک سه قاشق  رو با یه کوچو لو مرغ شاید کمتر از نصف سهم پروتئین خوردم . خیلی هم بهم چسبید اصلا هم خیال ندارم نه به حساب امروز بذارمش نه دیروز   ودر کل  جدای این  نیم سهم نشاسته و نیم سهم پروتئین هم سر شام بیشتر از مجاز باقی مانده ام خوردم

قعالبت : قصد کردم امروز دیگه کارهای اصلی مربوط به خودم رو تموم کنم . برام دعا کنید.

33

صبح : یک لیوان شیر  که می شه یک سهم لبنیات

صبحانه یک کف دست تافتون با اندازه یک قاشق مربا خوری حلوا شکری که نمی دونم جز از سهم قند و شکر باید با چیز دیگه ای هم کمش کنم یا نه
این می شه یک سهم نون و فکر میکنم یک سهم قند و شکر کره ام تموم شده بود وگرنه حتما باهاش می خوردم  چون من چیز شیرین رو فرقی نمی کنه مربا  عسل یا حلوا ارده که خیلی چربه خودش یا شکری هر چی باشه حتما دوست دارم با  کره بخورم.

ناهار : روی  یک قاشق و نیم تن ماهی  که می شه یک سهم پروتئین  یک تخم مرغ ( که اینهم خودش یک سهم می شه ) شکستم با روغن خود تن املتش کردم با یک کف دست و نصفی تافتون خوردم با یک فلفل  سبز و یک گوجه فرنگی خام . وسائل سالادم تموم شده  اخه ! فکر می کنم کاملا معملومه باید برم خرید مگه نه ؟!   این شد  دو سهم پروتئین و یک و نیم سهم نشاسته

برای شامم از الان می دونم در کل یک سهم پروتئین مونده با یک و نیم سهم نشاسته
هنوز میوه هامو نخوردم

شام : یک نصف لیوان به علاوه نصف نصف لیوان برنج با دو تا برش  متوسط  ماهی ... این شد یک سهم و نیم نشاسته و فکر می کنم اندازه یک سهم و نیم پروتئین  یا شاید حتی دو سهم  پس در کل روز نیم تا یک سهم پروتئین  زیادی خوردم به همراه یه عالمه سالاد

میوه : یه پرتقال گنده با یک سیب

32

دیر بیدار شدم صبحانه نخوردم
ناهار : یک لیوان از همون زرشک پلوی دیشب که می شه دو سهم نشاسته   بایک کمی سینه مرغ اندازه یک سهم پروتیئن  و یک لیوان نوشابه که می شه دو سهم قند و شکر که از اندازه مجاز من یک سهم بیشتر شد

 شام : یک لیوان برنج پخته با طاس کباب  برنجم می شه دو سهم نشاسته  سه  تا تکه گوشت خورشتی خوردم . که  می شد اندازه  دو سهم پروتئین  اگه  می خواهید بدونید چطوری حساب میکنم  از دکتر کمیاگر پرسیده بودیم می گفت گوشت حجیم  اندازه یک قوطی کبریت می شه یک سهم پروتئین .  یک عالمه سالاد هم خوردم باهاش
ناپرهیزی اش این بود که یک تیکه کوچیک سیب زمینی خورشت رو هم خوردم که مازاد بر پروتئین روزانه ام بود

ناپرهیزی : اندازه 5 تا دونه ماکارونی پاپيونی سالاد ماکارونی خوردم با همون مقدار سس و مخلفاتی که می تونه بهش باشه این کلا همه چیزش بیشتر از محازهای روزانه ام بود
میوه : یک پرتقال درشت و یک دونه از این تمبرهای هندی  فکر میکنم یک سهم از میوه مجاز سه سهم روزانه ام رو نخوردم  بازم متاسفانه .


فعالیت :
نصفه دیگه آشپزخونه رو تکوندم . یوهو بالاخره تقریبا تموم شد . فردا به بقیه کارهای مربوط به خودم تو خونه می رسم تمام تلاشم اینه که تا آخر وقت یکشنبه کارهای خودم رو تموم کرده باشم بقيه اش رو بسپرم به فرجام .

31

خب من یک کیلو از وزنی که کم کردم بهم برگشته ولی این اصلا دلیل کم پيدا شدنم نیست . سرم قدری شلوغ بود

اینکه چرا یک کیلو برگشته :

اول اینکه خواب و بیداری ام قاطی پاطی شده دوباره و کلا ساعت خوابم دوباره طولانی  شده . دوم اینکه پياده روی نمی رم  و سوم شاید کالری دریافتی ام اندازه قبل باشه ولی یادم می ره میوه هامو نمی خورم بعد مثلابه جاش بادوم زمینی مز مز یا پفک می خورم ... البته خیلی کم اتفاق افتاده ولی خب  اون تغدیه سالم دچار مشکل شده .

قول میدم درستش کنم  نگران نباشید

خیلی از من در مورد رژیم دکتر کمیاگر سوال میکنند می تونم  شماره تلفنش رو اینجا بذارم . باورکنید من هیچ نسبتی با ایشون ندارم و اصلا قصدم  از اینکار تبلیغ برای ایشون نیست. من همش دو بار مطبشون رفتم قطعا اگه الان برم پيششون منو به جا نمی یارن چون   از اخرین باری که رفتم پيششون 6 سال میگذره . و اون موقع هم خیلی موفق نبودم چون مو به مو رعایت نمی کردم . مثلا برنجم رو به جای اینکه پیمانه کنم قاشق قاشق می شمردم .  حالا همونطور که خودشون میگن 6 تا قاشق رو یک نصف لیوان فرض میکنم .  اینو قبلا توی رژیم گروهی هم نوشتم . من خواهری دارم که همیشه اضافه وزن داشت همه مدل رژیمی رو هم امتحان  کرد . حتی 6 سال قبل با هم پیش دکتر کمیاگر رفتیم  ولی فایده نداشت . تا اینکه دو سال پیش با هم شروع کردیم دوباره رژیم ایشون رو مو به مو رعایت کردیم . که خیلی خوب هم کم کردیم توی این دوسال شاید در مورد خواهرم در نهایت 3-4 کیلو از وزنی که کم کرده بود برگشته و نکته مهم اینه که بقیه فراموش کردند که دختر چاقی بوده . خودش میگفت میخوام این دفعه یه کاری کنم که دیگه توی هیچ بحث رژیمی سوژه بحث نباشم درسته که ذهنیت خودش تغییر کرد و درست رژیم گرفت ولی چیزی که من میخوام بهش اشاره کنم ماندگاری این متد بود . ایراد های عادتهای غذایی به مرور برطرف شده و این باعث می شه بعد از اتمام دوره رعایت کامل به طور طبیعی و ناخوداگاه خیلی چیزها رو در نظر می گیره و این خیلی مهمه .

من خیلی روشها ی متداول در ایران و پیشنهادات  دکترهای اینجا رو نگاه کردم . روش ایشون بر اساس شمارش کالری با مقياس ساده تری خودشون بهش میگن "سهم "  نزدیک ترین به ویت واچرز ه  و قابل اجراترین روش در دراز مدت . بخاطر همینه که به بقیه توصیه میکنمش .

شماره مطبشون اینه : 88775727  

چون پست همیشه بالا و در معرض دید نمی مونه شماره رو اون بالا هم نوشتم .

----------------------------------------------------------

صبح : یک لیوان شیر که می شه یک سهم لبنیات

توی خونه نه نون دارم نه کیک حالشو هم ندارم برم بگیرم یعنی کار دارم بنابراین صبحانه یک دونه تخم مرغ  آبپز خالی می خورم می شه یک سهم پروتئین

ناهار : از اونجایی که دارم خونه تکونی میکنم خیلی ریلکس برای خودم یک پرس کوبیده سفارش دادم - سیخهاش خیلی جمع و جور بود - و با کمی بیشتر از  نصف نون لواش خوردمش . فکر میکنم می شد دو نیم ه سهم پروتئین و دو سهم و نیم نشاسته

نکته : نوشابه نخوردم .

فکر مکنم اصولی اش این می شه که تا همین جا هم نیم سهم پروتئین زیادی خوردم و برای شام هنوز یک سهم و نیم نشاسته دارم

میوه هامو هنوز نخوردم  و  متاسفانه تا آخر شب هم نشد بخورم

شام : بیشتر از نصف لیوان اندازه همون یک سهم و نیم نشاسته  زرشک پلو با یه تيکه از سينه مرغ شاید کمتر از یک سهم پروتئین

در کل روز دو سهم پروتئین بیشتر از حد  مجاز خوردم 


فعالیت : نصفه آشپزخونه رو تکوندم


30

حساب کتاب این روزها رو یادداشت نکردم .راستش نا پرهیزی آن چنانی هم نکردم شاید یه روز یه دونه کیک یزدی خورده باشم بیش از حد مجاز و سختگیرانه به این دوهفته نگاه کنیم  یک پاکت کوچیک از این دویست تومنی ها  بادوم زمینی مزمز اوج ناپرهیزی ام که  بود که فکر میکنم زیر 300 کالری داشت . به هر حال ترازوم بازی در مییاره یا من وزنم قدری زیاد شده یا هر دو . امروز روز ترازو 62 بودم البته باربد هم 16 کیلو بود . این بهم این دلگرمی رو می ده که شاید ترازو داره بازی در می یاره چون باربد بعد از مریضی حسابی کم کرده و ظاهر قضيه نشون نمی ده جایگزین شده باشه به هر حال

ما خودمان رانمی بازيم ... ادامه میدهيم حتی تا انقلاب مهدی !
من به همه وبلاگهاتون سر می زنم اگه کامنت نمی ذارم به خاطر صرفه جویی در وقته باور کنید چون همينطوری حجم زندگی ان لاين من از حد مجاز بیشتره مخصوصا اینکه اينتر نت ذغالی وطنی ام دایل آپ هم هست و موجب اشغالی تلفن می شه . به هر حال به حساب بی معرفتی نذارین ...لینک همه هم رژیمی های عزیز رو که توی این سايت ای دی دارین و  سه شنبه ها پيش انار دو هم جمع می شيم رو به لیست دوستانم اضافه کردم و همينجا به همه تون خوش آمد می گم .

از بین بچه ها می بینم سبک نگار رژیمش  خيلی  شبیه رژیم منه خیلی دلم میخواست ببینم این برنامه ویت واچرز چه ریختیه ! خوشم اومد از اینکه رژیم دکتر کمیاگر روش استانداردیه که جوابشو پس داده . مطمئن بودم  که استاندارده ولی در جريان ریز رژیم کسی که ویت واچرز رو دنبال می کنه برام خیلی جالبه .


و اما امروز
صبح : یک لیوان شير ----> یک سهم لبنیات

صبحانه : ببینید یک روی 7 سانت باگت . یعنی اون قسمتی که تا می شه روانداخته بودم   دور با الویه چون به هر حال الویه سيب زمينی داره . فکر میکنم این شد یک سهم نان فکر می کنم سسش شاید اندازه یک سهم روغن بود ... پروئین ان چنانی نداشت ... کمتر از نصف سهم پروتئین  اگه مرغ و تخم مرغش رو حساب کنیم

ناهار : مامانم برام یک ساندویج فلافل خوشمزه اورد بذارین بگم چطوری خوردم دوباره یک  روی نون رو کندم انداختم دور ته نون رو هم کندم چیزی چیزی که خوردم از یک سهم نون بیشتر نبود اگه 7 سانت باگت تو خالی رو پهن کنی همینقدر می شه
فکر میکنم با دو تا دونه فلافل باقی مونده باربد حساب کنیم یک سهم و نصفی پروتئین شد
چون فلافل تشکل شده از نخود و تخم مرغ گویا که جفتشون پروئینیند اگه فکر کنیم چیزی که من خوردم نصف لیوان نخود بود با یه نصف تخم مرغ توش بود همین می شه . و البته توی روغن سرخ شده ختما یک سهم روغن هم خوردم
موقع شستن کاهو بدون این که حواسم باشه یک کله کاهو خوردم . گشنه ام نبود تازه بود خوشم اومد که اشکالی نداره .

میوه : هنوز نخوردم . سه سهم دارم . دارم سعی میکنم از درجه وابستگی ام به خرما کم کنم .

برای شام از الان می دونم دو سهم نان برام مونده و یک سهم پروتئین ... می تونم مثلا سبزی پلو درست کنم  یک لیوان سبزی پلو بخورم  با یک قاشق و نصفی تن ماهی  مثلا . باید تا جایی که ممکنه چیزی درست کنم که خیلی روغن نخواد به خاطر  اون الویه صبح
حالا ببينم چی می شه

فعالیت
به شرافت نداشته ام قسم میخورم برم پياده روی از فردا صبح . به قول مهروش می تونید گوشمو بکشید اگه نرفتم . هفته کذت گونه ای در پيش دارم میخوام خونه تکونی رو از امروز شروع کنم .

29

صبحانه : یک کف دست سنگک یک لیوان شیر نصفه قوطی کبریت پنیر با چایی این می شه یک سهم نون یک سهم و نیم لبنیات که یک نصفه از لبنیات مجازم بیشتر بود

ناهار : حوصله پختن نداشتم نیمرو خوردم یکی و نصفی تخم مرغ یک کف دست ونصفی سنگک که این می شه یک سهم و نیم پرو تئین و یک سهم ونیم نان  همین مقدار از هر کدوم برای شام مونده

یادم نمونده بقیه اش رو اگه یادم اومد آپدیت میکنم اینجا رو

28

کماکان از وبلاگمون  خبری نيست . فعلا  قراره برم  خونه مجردی فرجام تا ببینم چی می شه . به هر حال ....

رژیم رو بعد از یک هفته به هم ريخته از سر گرفتم توی این يک هفته بیشتر از مجاز نخوردم ولی درست هم نخوردم . ميوه اصلا درست نخوردم ولی عوضش کلی آبمیوه اماده خوردم یعنی کلی قند !!! خدا رو شکر وزنم تغيير نکرد

صبحانه : يک کف دست تافتون یک فنجون شیر  نصف قوطی کبریت پنیر این میشه یک سهم نان یک سهم لبنیات

ناهار : یک لیوان پلو  فسنجون مرغش رو اندازه یک ساق مرغ خوردم این می شه یک سهم پروتئين دو سهم نشاسته

شام : نصفه ساندویج همبرگر کاملا خونگی . هر یه 7 سانت باگت توی خالی می شه یک سهم نون فکر نمی کنم نصفه نون گرد من رو اگه پهن می کردی از اون بیشتر می شد . پس می شه یک سهم نون با فکر می کنم دو سهم گوشت . مایونز هم نخوردم !! و دیگه اینکه با یک لیوان نوشابه خوردمش هر یک نصفه لیوان نوشابه می شه یک سهم قند وشکر من روزی یک سهم مجازم با این حساب اندازه یک سهم قند و شکر  زیاده روی کردم

میوه : سه تا لیمو شیرین می شه سه سهم میوه که مجاز بودم فکر می کنم دو حلقه موز روی ژله ام بیشتر از حد مجاز بود

ناپرهیزی : اندازه یک فنجان ژله و چند قاشق شاید 4 تا بستنی

 

 

 

27

در حال گذراندن غمگين ترين روز زندگی وبلاگی ام در این چهار سال و خورده ای هستم وبلاگ آلوچه خانوم پريده . اصلا هم معلوم نیست چی شد ه  . از دیشب تاحالا یه ای میل فرجام سه تا خودم فرستادم ببینم ماجرا چيه ؟ اصلا نمی تونم حدس هم بزنم چی شده ؟! فقط وبلاگ موجود نیست توی داشبوردم هم امکاناتش موجود نیست

ای بابا

این چند روزه رو ننوشتم چون مریضی باربد که توی پست قبلی گفتم به ما هم سرایت کرده الان هم خونه مامان اینا درگیرش شده اند بی اشتهایی وحشتناکی داشتم ... تقریبا این جند روزه فقط چایی نبات خوردم و آبمیوه و قدری نون و پنير ...  مواظب بودم که بدنم کم آب نشه و افت قند و فشار پيدانکنم ... در مورد باربد هم خیلی سعی کردم ولی باربد خیلی وزن کم کرده  . چون خیلی بيشتر از همه مون بالا می اورد .
فکر کنم مقدار کالری قندی که به خودم این روزها رسوندم با کالری دريافتی روزهای پيشم فرقی نداشته چون وزنم تغییری نکرده این خوبه ... وزن کم کردن بامریضی اصلا چیز قابل اتکایی نيست و ادم رو گول می زنه .

خوش امد میگم به نگار سبک نگار که بالاخره قاطی ما ها شد ... و همينطور بقيه
من همه بچه هایی که توی رژیم گروهی انار هستند رو به اگه توی همین سايت وبلاگ باز کرده باشند به لیست کنار صفحه اضافه می کنم  . ممکنه برای همه کامنت نذارم ولی  و به سر می زنم.

برای وبلاگ عزیزم دعا کنید .. حالم اصلا از دیشب بده و اصلا اصلا اصلا نمی دونم باید چه کار کنم

از فردا شاید غذا خوردنم به حالت عادی برگرده و بازم بنویسم مو به مو گزارش بنویسم
راستی من به خاطر مریضی باربد بعد خودم نشد برم پياده روی . شايد از فردا

26

سلام . من امروز صبح خودمو کشیدم  بعد از یک هفته نوسان بین  61.5 و  61  امروز با قاطعیت  61 کیلو بودم یعنی یک کیلو کاهش . به عنوان دم دست ترين هدف اگه تا عید برسم به 58 خیلی خوشحال می شم .

 راستی من دیروز باربد رو بردم  دکتر حسابی مريض شده   بعد از دکتر خواستم برام مولتی ویتامین - مینرال بنویسه
گفت چرا ؟ گفتم چون دارم رژیم میگیرم و برای کاهش صحیح می دونم بدن اینها رو کم می یاره و از یه جایی به بعد هم کم نمی کنم هم دچار کمبود می شم ... برایم مولتی ویتامین نوشت گفت یک روز درمیون یکی بخور ... قرص جوشان کلسيم نوشت گفت هر سه روز فکر میکنم یک دونه بخور و 10 تا دونه قرص ویتامین  د 3 برام نوشت گفت هر ده روز یک دونه بهش گفت کلسیم رو نمی خوام مید ونم به کاهش وزن کمک میکنه خودم زمان شیر دهی بخاطر قرص های کلسیمی که می خوردم رژیمم عالی جواب داده بود ولی الان خب مصرفی کلسيم بدنم عادیه و در ضمن عجله ندارم .
 گفت من به اینکه لاغر بشی فکر نمی کنم چون به نظرم نباید از 56 کمتر بشی . می خوام دچار کمبود نشی . مواظب باشید پوکی استخوان نگیرید ... هر چه قدر هم بشه گفتم من همه چی میخورم فقط حساب شده  ... در واقع دارم کالری می شمرم گفت هيج منبع غذایی نیست بتونه کمبود د 3 رو تامین کنه و اگه می خوای بشی 50 تا 52 کیلو حتما به ذخیره این توی بدنت داری آسیب می زنی ...
البته این آقاهه یه دکتر داخلی معمولی بود  بعد خودش خیلی چاقه طوری که  وقتی گفتم رژیم دارم اولش کلی بهم خندید گفت منظورت چیه . ابعادش به  ماموت  بيشتر شبیهه خیلی چاقه دقیقا خیلی! يه جور چاقی بیمارگونه داره اگه توی خیابون ببينیش فکر میکنی در بهترين حالت دربون يه جایی بایدباشه  حداقل 80 کیلو اضافه وزن داره فکر میکنم .
ولی من   حرفشو قبول کردم و دارو ها رو گرفتم ... مولتی وبتامین رو که میخواستم  بقيه اش هم هیچ  چیز عجيب و غریبی نبود که بخوام مقاومت کنم .
من توی رژیم گرفتن اين دفعه ام خیلی مواظب این هستم که بدنم دچار فقر چیزی نشه ... من بعد از سری قبل رژیمم ریزش موی شدیدی پيداکردم که هنوز درگیرشم ... البته با یه سری ازمایش معلوم شد بعد از قطع شیردهی هنوز هورمون پرولاکتین خونم بالاست و این خودش باعث کلی ماجرا می تونه بشه ... قبل از معلوم شدن این ماجرا هم یه دو ماهی به اصرار دکترم قرص ضد بارداری خوردم  که بعد از دوماه کنارش گذاشم چون داشت چاقم میکرد و اصلا افزایش وزن من بعد از اون رژیم از اونجا شروع شد . دکترم  میگفت با کنار گذاشن اون قرص ها دوره طولانی ریزش مو شروع میشه با همه اینها فکر میکنم رژیم هم نمی تونه بی تاثیرباشه اینکه مواظب باشی که حتما همه چی بخوری دلیل اینکه من هرچی می خورم رو یادداشت می کنم و بابت نخوردن میوه هام ابراز نگرانی می کنه اینه .

صبحانه  : همون صبحانه همیشگی : سنگک یه کف دست , یک فنجون شیر و نصف قوطی کبریت پنیر سه تا خرما این می شه یک سهم نان یک سهم لبنیات و یک سهم میوه