34

صبحانه : یک کف دست تافتون اندازه یک بند انگشت کره و یک قاشق مرباخوری عسل
این می شه یک سهم نان یا نشاسته یک سهم قند و شکر و نیم سهم روغن چون دو بند انگشت کره می شه یک سهم روغن
ناهار : مثل دیروز یک قاشق تن رو با یک تخم مرغ املت کردم این می شه کمتر از دو سهم پروتئین چون یک قاشق و نیم تن ماهی می شه یک سهم پروتئین
با یک کف دست ونصفی تافتتون با نصف لیوان ماست که می شه یک سهم ونیم نشاسته نیم سهم لبنیات
میوه :یک و نصفی پرتقال که می شه یک سهم و نصفی میوه و به همین اندازه سهم مجاز باقی مانده ام رو دیگه جا نداشتم نخوردم .
از الان می دونم برای شام کمی بیشتر از یک سهم پروتیئن دارم با یک سهم و نیم نشاسته و نیم سهم لبنیات
شام : با ناخنک های موقع غذا دادن به باربد یک لیوان برنج پخته که شد دو سهم نشاسته در حالی که یک ونیم سهم برنج مجاز بود و دو کتلت که فقط توش گوشت و پياز بود که فکر میکنم یک سهم و نیم گوشت می شد ... آخ آخ همین الان نگاه کردم دیدم یک سهم پروتئین داشتم قاطی کردم وگرنه کمتر می خوردم خب . برنج رو حواسم بود که دارم بیشتر می خورم ولی اینو فکر میکردم مجازم با یک نصف لیوان ماست که می شه نیم سهم دیگه لبنیاتم
امروز صبح چون شیر نخورده بودم تونستم اینقدر ماست بخورم .
ریزه خوری : یک دونه گردو درسته که می شه نصف سهم روغن !
ناپرهیزی آخر شب دیشب یا امروز صبح : فرجام 4 صبح اومد خونه قبلش هم زنگ زد که گشنمه منم مرغ و پلو درست کردم و وقتی داشت می خورد نشستم باهاش نصف نصف لیوان برنج که با مقیاس دکتر کمیاگر می شه یک سه قاشق رو با یه کوچو لو مرغ شاید کمتر از نصف سهم پروتئین خوردم . خیلی هم بهم چسبید اصلا هم خیال ندارم نه به حساب امروز بذارمش نه دیروز ودر کل جدای این نیم سهم نشاسته و نیم سهم پروتئین هم سر شام بیشتر از مجاز باقی مانده ام خوردم
قعالبت : قصد کردم امروز دیگه کارهای اصلی مربوط به خودم رو تموم کنم . برام دعا کنید.

