8
دیروز بعد از ظهر وقتی از سر کار برگشتم آقای شوهر عزیز نگذاشت که بخوابم تا خود شب بداخلاق بودم و سردردو گردن درد داشتم. چون من شبها ساعت 1 می خوابم و 6/15 دقیقه هم بیدار می شوم و واقعا یک ساعت خواب عصر باعث میشه که حداقل یه خورده سرحال بشم. خلاصه من دیگه شب جون گامزن و این جور چیزها رو نداشتم. اما یه کار مفید کردم بین کاغذام و کتابمام که خیلی نامرتب بود یهو یه برگه ای پیدا کردم که مشکل کربوهیدرات رو برام حل کرد. و اون مطلبی بود که آلوچه جون تو وبلاگش نوشته بود و من ازش پرینت گرفته بودم. اونو چسبوندم به دیوار آشپزخونه تا از رو اون اندازه خوردنم روکنترل کنم. اینهم لینکشه
http://group-regime.blogspot.com/2005/01/20-3.html
دیروز
یک سیخ جوجه کباب 1 کاسه سوپ ورمیشل
یک پرتقال
یک موز
یک کف دست نون و پنیر
یک سیب
شام: 2 کاسه کوچک عدسی(به همراه 2 قاشق روغن زیتون)-یک قاشق تن ماهی
آخر شب: یک لیوان شیر
امروز
سی دقیقه ایروبیک
یک عدد پرتقال
یک عدد تخم مرغ و یک کف دست نان
کمی توت و کشمش و چای
یک کمی کلوچه خرمایی همکارم آورده بود سر کار و نتونستم خودمو کنترل کنم و خوردم
ناهار: خوراک بادمجان و گوشت و یک کف دست نان
یک عدد موز
عصر: یک عدد سیب، یک لیوان شير، یک کف دست نان لواش و پنیر.
یک چای و نصف يک شکلات
شام هم برای آقای شوهرم کوکوی سیب زمینی درست کردم میخواستم شام نخورم اما شوهرم بد نگاهم کردو گفت همه کارات افرط و تفريطه
منم نشستم پشت میز و می خواستم کم بخورم اما نگاه کردن به غذا باعث شد که خیلی تحریک بشم و دو کفدست نان لواش و 2 تکه کوکو خوردم.
آخر شب هم یه عدد کیوی خوردم.هفت کف دست نان لواش و کوکوی سیب زمینی=3 سهم کربوهیدرات. طبق جدول آلوچه حساب کردم
اگر نون سبوس دار تهیه کنم خیلی بهتر میشه. اما متاسفانه اینجا همچین نونی ندیدم.

