خوب من رسیدم به 66.4 و سه روزیه که همین وزن رو دارم. چیزی که خیلی خیلی خوشحالم کرده اینه که انگار گوش شیطون کر متابولیسم بدنم تنظیم شده. هفته پیش چند روز مسافرت بودیم و هتل و غذای بوفه و دل بی رحم و خلاصه انقدر خوردیم - از نوع غیر مجاز و چاق کننده ش کاملا - که من همش تصور می کردم می نیمم یک کیلو وزنم اضافه شده باشه. فقط شب آخری که رسیدیم هیچی نخوردم ، چون حالم بد بود و نهایتا صبح همون وزن قبل از مسافرت رو داشتم. توی ایام مسافرت فقط یک روز ورزش کردم. بقیه ش رو نرسیدم دیگه.
خدا کنه این روال تا چند ماه آینده حفظ بشه. فعلا که دقیقا یک کیلو از برنامه عقبم.دوشنبه یعنی28 جولای بایستی 65 کیلو باشم که فکر نمی کنم با توجه به برنامه هایی که معمولا آخر هفته داریم بتونم یک کیلو و چهارصدگرم رو ظرف سه روز آینده کم کنم !!! همین که اضافه نشم خودش کلیه !!
ابعادم کم شده. لباس هام کم کمک داره به تنم لق می زنه، اما هنوز اینجوری نیست که بتونم سایز 42 رو به راحتی بپوشم. دکمه ها سخت بسته می شه و لباس کش می آد و جالب نیست چندان. اما با پررویی تمام لباس سایز 42 خریدم که مجبور بشم بخاطر اون هم که شده لاغر کنم.
برنامه ورزشم رو نوزدهم جولای عوض کردم. وقتی چند روز برنامه رو اجرا می کنم حسابی بهش عادت می کنم و بعد عوض کردنش سخت می شه و به زور بایستی تمریناتم رو عوض کنم. اما این دفعه مشخص شد برای خودم که توی ناحیه عضلات همسترینگ و کلف چندان قوی کار نکرده بودم چون همش درد می کنن. علی الخصوص دو روز اول که نرسیدم تمرین کششی انجام بدم درست و حسابی و فرداش حسابی درد گرفت. هنوز هم درد می کنه.
دور بازوم کم نشده نسبت به ماه قبل و این دو معنی داره : یا داره عضله می سازه ، یا اینکه اصلا چربی های اطرافش آب نشده.
دیگه دستم اومده چیکار کنم. چقدر بخورم و چقدر ورزش کنم. سعی می کنم کالری مصرفی روزانه ام رو بخاطر بسپارم. دیگه نیازی به ثبت وقایع ندارم.
یک یا دو روز در هفته حدود شش دقیقه به بخش اروبیک ورزشم اضافه می کنم. توی هفته گذشته یک روز ورزش نکردم که فکر کنم تنها روز بدون ورزش ماه قبل بود. سرما خوردگی شدید اجازه نداد.
قسمت سخت قضیه اینه که کم کم با کاهش وزنم بایستی کالری مصرفی روزانه رو کم کنم. باید بگردم دنبال مواد غذایی کم کالری تر
طی هفته گذشته برنامه ورزش اصلا ترک نشد. دو سه دقیقه وارم آپ، بیست دقیقه حرکات کاردیو و اروبیک ، تمرینات تقویت عضلانی ده الی پونزده دقیقه و پنج دقیقه استرچ
با توجه به خوردن انواع غذاهای چاق کننده ، شانس آوردم که نیم کیلو کم کردم
خوب باید اعتراف کنم طی ماه گذشته انقدر بی برنامه خوردم و خوردم و خوردم که دیگه روم نمی شد بیام اینجا !!!
یک بار دیگه اساسنامه ذهنیم رو مرور می کنم. هدف اصلی من حفظ سلامتیه. کاهش وزن در راستای حفظ سلامتی باید برام مهم باشه نه به منظور زیبایی یا غیره . من به اندازه کافی برای کسانی که دوستم دارن زیبا هستم.
دوباره می خوام از اول شروع کنم. طی هفت روز گذشته من سه روز بیشتر ندویدم. مقدار خیلی زیادی مواد قندی و نشاسته ای مصرف کردم که نه به درد دنیا می خوردن نه آخرت.
لاگ وزنم رو تغییر می دم. سعی می کنم حداقل یکی دوبار در هفته وضعیت فعالیتم رو اینجا ثبت کنم و مروری داشته باشم بر مواد غذایی که خوردم. باید هوای بدنم رو بیشتر از این ها داشته باشم.
به نتایج جدیدی رسیدم. وزنم شده 68 و ابعادم کلی توفیر کرده با قبل !!! برنامه تمرینم به کل عوض شده. توانم بالاتر رفته. قبلا نمی تونستم توی یک ست سی دقیقه ای 200 کالری بسوزونم. الان استقامت دوچرخه روی 5 و سرعت ترد میل رو روی 7 تنظیم می کنم و کلا سریع تر کار می کنم و فشاری رو هم که قبلا حس می کردم ندارم. برنامه کاریم به این شکل شده :
- دوچرخه 20 دقیقه
- ترد میل با سرعت بالا 10 دقیقه
- تمرینات کششی 3 دقیقه
- شکم خوابیده سه ست 20 تایی
- زیر شکم خوابیده 3 ست 15 تایی
- پرس سینه با دستگاه سه ست 15 تایی
- بالا سینه با دمبل موازی یک ست 12 تایی
- زیر بغل سیمکش دست باز دو ست 12 تایی
- زیر بغل سیم کش دست جمع برعکس دو ست 10 تایی
- پشت بازو ایستاده دو ست 15 تایی
- جلو بازو ایستاده دو ست 12 تایی
- شکم خوابیده یک ست 20 تایی
- زیر شکم خوابیده یک ست 15 تایی
- فیله پهلو چهار ست 15 تایی
- ترد میل 20 دقیقه
سخته نه ؟؟؟ ولی خیلی خسته کننده نیست
برنامه آر پی ام رو کردم دو بار در هفته. توی این فشردگی کارها ، یک ساعت جمعه ها مجبورم برم. باید این چربی ها آب بشن. امروز موقع کار متوجه شدم عضله جلوی بازوم برجسته و خوشگل شده !!!! کلی کیف کردم.
ای داد ! کار کردن با این اکستراپاوندز انقدر ها هم که فکر می کردم راحت نیست !!
وزن زیادی کم نکردم. اما چیزی که به شدت عجیبه اینه که هم لباس هام بهم گشاد شدن ، هم احساس خوش هیکل بودن بهم دست داده ، و هم کسانی که یک ماه بود من رو ندیده بودن همگی متفق القول گفتند که به شدددت لاغر شدم.
حس خوبیه
و آما ...
جونم براتون بگه که من تازه متوجه شدم که ورزش های هوازی مثل ترد میل و دوچرخه نازنینی که من اول و آخر برنامه ورزشیم دارم ، تکنیک و قلق هایی دارن که اگه رعایت نشن زیاد اثری روی چربی سوزی نمی ذارن. واقعیتش الان اصلا حس و حال تایپ کردن ندارم. اما تصور می کنم که بخشی از اطلاعات رو می شه از این لینک بدست آورد. من تقریبا سعی می کنم ضربان قلبم رو بالای 140 نگه دارم. ای خدا من ساعت پولار می خوام
روز نوزدهم اولین روز افتضاح این رژیم بود که خیلی هم زود اتفاق افتاد. دور همی ، با دوستان ، بخور بخور. خیییییییییلی سعی کردم که نخورم اما نشد. ولی مهم نیست چون امروز به شدت به برنامه غذاییم پای بند بودم
امروز اولین جلسه آر.پی. ام رو رفتم. خیییییییلی سخت بود. واقعا از بیرون نگاه کردن به قضیه راحته ! بیخود نیست که می شه این همه کالری رو ظرف 45 دقیقه سوزوند. تمام بدنم چک چک عرق می کرد. همین الان با وجود اینکه نزدیک یک ماهه دارم به شدت ورزش می کنم ، بدنم درد گرفته. خیلی از برنامه ش خوشم اومد.با وجود اینکه روز اول بود و خیلی بهم سخت گذشت ، اما تصور می کنم می نیمم پونصد کالری رو سوزونده باشم. یکی از بچه ها که ساعت پولار داشت و تقریبا مثل من پا زد ( کمی کمتر ) روی ساعتش 500 کالری درج شده بود. می گفت اگه کل برنامه رو به شدت خود مربی پا بزنه هفتصد کالری می سوزنه.
اینجا می شه اطلاعات بیشتری در مورد آر.پی.ام پیدا کرد. برنامه مفرحیه و حال آدم رو حسابی جا می آره. واقعا دارم وسوسه می شم که علی رغم سنگین بودن برنامه ش ، یه راهی پیدا کنم که روزی دو هفته برم.
امروز روی وزنه خونه خودم رو وزن کردم. نمی شه خیلی حساب کتاب کرد ولی فکر می کنم که دو کیلو کم کرده باشم. 24 بهمن مجددا وضعیتم رو درست و حسابی می سنجم و یادم باشه که به دکتر یادآوری کنم حتما با چربی سنج درصد چربی بدنم رو اندازه بگیره